یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰
کد مقاله: ۹۹۱۲۰۰۰۶۴

زندگینامه بایزید بسطامی یکی از عارفان قرن دوم و سوم هجری

بایزید بسطامی,مقبره بایزید بسطامی,زندگی نامه بایزید بسطامیدر عرفان بایزید بسطامی عشق جایگاه ویژه ای دارد
یکی از عارفان معروف اواخر قرن دوم و قرن سوم هجری بایزید بسطامی می باشد. او از اولین كسانی است که در بین عارفان ایرانی به نویسندگی و شاعری پرداخت و در قرن پنجم هجری امام محمد غزالی از آثار وی استفاده كرده است.

چکیده ای از بیوگرافی بایزید بسطامی

نام:ابویزید طیفور بن عیسی بن آدم بن سروشان بسطامی

زاده:۱۸۲ه.ش

زادگاه:بسطام،  شاهرود سمنان

ملیت:ایرانی

فوت:۲۵۳ ه.ش

آرامگاه: خانقاه (بسطام)

زندگینامه بایزید بسطامی

ابویزید طیفور پسر عیسی پسر سروشان بسطامی ملقب به سلطان العارفین در نیمه نخست قرن دوم هجری یعنی در سال آخر دوره ی حكومت امویان از ایالت كومش (قومس) در شهر بسطام در محله مؤبدان(زرتشتیان) در خاندانی زاهد و متقی و مسلمان متولد شد. (بعضی از پژوهشگران پدران بایزید من جمله سروشان را پیرو آئین مهر دانسته اند.)  فصیح احمد خوافی وی را زادهٔ سال ۱۳۱ هجری و جَدِّ او سروشان را والی ولایت قومس) کومش (دانسته است. جَدِّ بایزید بسطامی بنا بر بعضی روایات، زرتشتی بود و پدرش یکی از بزرگان بسطام بود. محله موبدان بسطام، محل ولادتش بود و بعد به اسلام روی آورد.

بایزید بسطامی از مریدان امام جعفر بن محمد الصلدق بوده و صد و بیست بزرگ دیگر را خدمت کرده است. بایزید بسطامی  از نظر مشایخ شخص بزرگواری بوده و سخنان بسیاری در حق وی گفته شده است. او در بادیه شام به بازه سی سال میگشت و بر نه شریعت مقدسه بمدت دوازده سال سختی کشید تا به انجا رسید.

بایزید بسطامی زندگینامه,بایزید بسطامی,حکایات بایزید بسطامییکی از عارفان ایرانی که تجربه هاي سلوك خود را به نام معراج نامه بر جاي نهاده، بایزید بسطامی است

بایزید بسطامی یکی از خاندان مؤبدان عالم، زاهد، متقی، حافظان و ناقلان علوم ایرانی مربوط به دوران پیش از اسلام محسوب میشد و از دولت مادرزاد نصیب وافر داشته است. از اقوام احمد خضرویه و ابوحفص و یحیی معاذ است و حقیق بلخی را نیز دیده و با او صحبت کرده است. اینكه برای او استادی كرد تصور كرده اند احتمالا ابوموسی خادم نتیجه ی این منقول است كه سفارش كرده قبرش پایین تر از قبر استاد باشد. از این جهت زندگانی بایزید بسطامی پیچیده است و در آن راه خلط و مزاج بسیار یافته و در این مورد اطلاعات ما بسیار محدود و ناقص است، ولی آنچه که از تعلیم و عرفان او باقی مانده است هرگز ناقص و مشکل نیست و بطور واضح تبیین گر اینست كه او مردی بزرگ بوده و برای اولین بار ، سخنان و ماثورات صوفیه را كه نتیجه ی شدت وجد و تجربت اتحاد و حالت سكر و ندای درونی و بیان آن در حالت عدم شعور ظاهری بود به طور واضح و صراحت و تفصیل آورده است.

بایزید بسطامی از اولین كسانی است که در بین عارفان ایرانی به نویسندگی و شاعری پرداخت. در قرن پنجم هجری امام محمد غزالی از آثار وی استفاده كرده است ولی اکنون از آثار قلمی بایزید بسطامی چیزی در دست نیست.عدم اظهار بایزید بسطامی و بی زاری اش از تظاهر به آگاهی از علوم فخرآمیز ظاهری از علل شهرت در امی بودن او بوده است.

قول دیگری که بایزید بسطامی را از اصحاب امام جعفر صادق علیه السّلام (متوفی ۱۴۸) می داند قوّت می گیرد؛ هرچند پژوهشگران این قول را نادیده گرفته اند. بایزید بسطامی به نوشته سهلگی( ص ۶۳) از قول ابوعبداللّه دستانی یا داستانی و او از قول مشایخش، به ۳۱۳ استاد خدمت کرد که امام جعفر صادق علیه السّلام آخرین آن ها بوده است و حضرت، وی را مأمور کرد تا به بسطام بازگردد و مردم را بسوی خدا دعوت کند( عطار در ج ۱، ص ۱۳۶ شمار استادان ابویزید را ۱۱۳ تن ذکر کرده است ). بایزید بسطامی بمدت چند سال به امام خدمت کرد و چون سقّای خانه ایشان بود، به همین علت حضرت، وی را طیفور سَقّا می خواند (سهلگی، همانجا؛ شیخ بهایی، ج ۱، ص ۱۱۵، به نقل از تاریخ ابن زهره اندلسی).

جملات بایزید بسطامی,بایزید بسطامی کیست,بایزید بسطامیزبان بایزید بسطامی دقیقا مشخص نیست اما به دلیل مخاطبان ایرانی احتمالا فارسی بوده است

گروهی از مورخان ملاقات امام جعفر صادق علیه السّلام و بایزید بسطامی و سقّایی او بر در خانه حضرت را نقل کرده و بزرگانی مانند فخررازی در کتابهای کلامی خود و سیّدبن طاووس در الطرائف و علامه حلّی در شرح تجرید نیز آنرا آورده اند.

 بنابراین نباید در برخی از کتابها، به آنچه از شرح مواقف آمده است، اهمیت داد که گفته اند بایزید بسطامی، امام را ملاقات نکرده چون دوران  بایزید بسطامی مدت درازی بعد از دوران امام بوده است. احتمالا بتوان این اختلاف را این چنین از میان برداشت که گفته شود دوتن به نام طیفور بوده اند( شیخ بهائی، همانجا). گفته شیخ بهائی ناشی از تیزنگری عالمانه اوست و شهرت بایزید بسطامی صرفا به علت ملاقاتش با امام نزد صوفیه و مریدان او نبوده است. بعلاوه، کسانی چون مورخان و مشایخ تصوّف، که این حکایت را نقل کرده اند ، شیعه نبوده اند که بخواهند مقامات بایزید بسطامی را بالا برند.

سخنان بایزید بسطامی

سخنانی از بایزید منقول از کتاب بایزید بسطامی به شرح زیر است:

- نقل است که به بایزید بسطامی گفتند قومی می گویند که:کلمه لااله الاالله کلید بهشت است. گفت:بله، کلید بی دندانه در نگشاید و دندانه ی این کلید چهار چیز شامل زبانی از دروغ و غیبت دور، دلی از مکر و خیانت صافی، شکمی از حرام و شبهت خالی و عملی از هوی و بدعت پاک است. (النور من کلمات ابی طیفور)

- شخصی پیش بایزید بسطامی آمد و از او درباره ی اسم اعظم حق پرسید. بایزید بسطامی در جواب گفت:مرا بر اسم اصغر حق دلالت کن تا من تو را بر اسم اعظم او دلالت کنم. آن مرد متعجب ماند. سپس بایزید بسطامی گفت:تمامی اسمای حق اعظمند. (فوائح الجمال و وفاتح الجلال- نجم الدین کبری)

- حق در دل اولیای خود مطلع گشت، برخی از دلها چنان دید که بار معرفت او نتوانست کشید، به عبادتش مشغول گرداند. (تذکرة الاولیا عطار)

- دنیا اهل دنیا را غرور اندر غرور است و آخرت اهل آخرت را سرور اندر سرور است و دوستی حق اهل معرفت را نور اندر نور. (تذکرة الاولیا عطار)

بایزید بسطامی,احوال بایزید بسطامی,آرامگاه بایزید بسطامیبایزید بسطامی را در خانقاه (بسطام) دفن کرده اند

- خدای را به خدا شناختم و جز خدای را به نور خدای عزّوجل. (طبقات الصوفیه- سلّمی)

- ثواب عارف از حق برحق باشد. (تذکرة الاولیا عطار)

- کمال عارف سوختن وی باشد در دوستی حق(ذکرة الاولیا عطار)

- عارف به هیچ چیز جز به وصال دوست، شاد نشود. (تذکرة الاولیا عطار)

- دل عارف از وی شکوه نکند ولو این که با مقراض پاره پاره اش کنند. هیچوقت از او ناامید نمی شود و از حیله او ایمن نیست هرچند به آمرزشش بشارت دهند. بر او جز به او کسی راهنمایش نمی شود ولو این که بر آب و هوا رود. از رنح او نیاساید هرچند بر تخت شاهی نشیند. از او غافل نیست باآنکه در بازار باشد و بی او در زمین و آسمان آرام نیابد. (النور من کلمات ابی طیفور)

- عارف طیّار است و زاهد سیّار. (تذکرة الاولیا عطار)

آثار بایزید بسطامی

بعضی از آثار بایزید بسطامی عبارتست از:

النور من کلمات ابی طیفور که عبدالرحمن بدوی در کتاب شطحات الصوفیه خود آنرا چاپ کرده است ، این کتاب تألیف یکی از خلفای بایزید بسطامی به نام سهلکی است.

> رساله احکام القضا و القدر

> مسائل الرهبان

> یکی از دیگر اثار بایزید بسطامی، بستان العارفین نام دارد.

وفات بایزید بسطامی

بایزید بسطامی به روایت سهلكی آنچه را از دیگران درباره احوال و اسرارش پنهان میکرد پیش این برادرزاده خود آشكار می كرد و نقل کرده اند که ابوموسی در زمان مرگ گفته بود از بایزید بسطامی چهارصد سخن را به گور می برم چون هیچكس را اهل آن ندیدم كه با وی بگویم( راستی هیچ فكر كرده اید كه سخنان مورد بحث چه بوده و درجه ی اهمیت آن تا چه حد بوده است كه برادرزاده ی بایزید بسطامی در تمام مدت عمر خود هیچكس را نیافته كه آن ها را با او درمیان بگذارد و ناگزیر آن ها را با خود به گور برده است.) وقت که بایزید بسطامی فوت کرد ، ابوموسی تنها بیست و دو سال داشت و سالها پس از بایزید بسطامی نیز زندگی کرد.

بایزید بسطامی که بود,بایزید بسطامی,مذهب بایزید بسطامیمقبره بایزید بسطامی فاقد هرگونه تزئین و دارای یک پنجره مسقف آهنی است

 در بین فرزندان بایزید بسطامی، یك بایزید بود كه او را به نام هایی چون بایزید ثانی، بایزید قاضی و بایزید اصغر میخواندند و سخنانی از وی در معرفت نقل شده است. ابوموسی حرمت و تكریم بسیاری نسبت به عمویش به جای آورد چنانكه ابوموسی وصیت كرد تا در زمان مرگش او را نزدیك بایزید بسطامی دفن كنند اما قبر او را از قبر بایزید گودتر كنند به دلیل آنکه  گور او با گور بایزید برابر نباشد. آرامگاه بایزید بسطامی، زیارت‌گاه عاشقان و صاحبدلان میباشد و این مقبره هیچگونه تزئینی ندارد و یک پنجره مسقف آهنی دارد. یک سنگ مرمر روی قبرش قرار دارد که کلماتی از مناجات مشهور علی ابن ابی طالب بر آن حک شده است.

گردآوری: بخش بیوگرافی سرپوش

  • 17
  • 4
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقم با این خبر مخالفم
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
ویژه سرپوش