مهمترین عناوین خبری
جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱۳:۱۵ - ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۵۰۷۷۲۱
کتاب، شعر و ادب

سعدی ستیزی با لگدکوب کردن گلستان 

سعدی,اخبار فرهنگی,خبرهای فرهنگی,کتاب و ادبیات

سال‌هاست هر نکته، متن یا سخنی که در باره سعدی، خصوصا گلستان زیبای او بشنوم، یا به چشمم بخورد، با حرص و ولع فراوانی آن را تهیه می‌کنم و می‌خوانم. احساس می‌کنم هر متنی که در باره کارهای سعدی نوشته می‌شود، شاید دریچه تازه‌ای باشد به سوی دریای بیکران گلستان سعدی؛ دریایی که کرانه ناپدید است و هیچ غواص و شناگری را توان پیمایش یا غور در این بیکرانه نیست. شاید هر کس براساس نیاز خود، قطره‌ای از آن را فهم کند و راهی ندارد که کشف و درک باقی بیکران قطره‌ها را به دیگران بسپارد. از موافقان تا منتقدان سعدی حتما هر کدام حرفی برای گفتن دارند.

سخنان منتقدان- که البته چندان نیستند و نمی‌توانند هم باشند- حتی می‌تواند خود بابی را برای گشایش بهتر دنیای اندیشگی این گرامی جان ایرانی باز کند. اما این‌که کسی بیاید در این وانفسای افول فرهنگ و زبان فارسی که در زیر سایه وحشتناک فضای مجازی و گسترش افسارگسیخته فرهنگ غیرایرانی، به سعدی زبان فارسی بیاموزد و به خود چنین جسارتی بدهد که زبان گلستان سعدی را -که بی‌تردید یکی از گرانسنگ‌ترین ستون‌های ادب و زبان فارسی است- به گمان خود با قرائتی تازه و با واژه‌های فارسی امروز بیالاید، شگفت رفتاری است که در این ۵دهه از عمر خود اولین بار است که دیده‌ام.

هر بار که گلستان را به دست می‌گیرم، از دانش سعدی در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، روانشناسی، انسان‌شناسی و خصوصا زبان‌دانی او حیرت‌زده می‌شوم و بارها با دوستان و اهالی فن و ذوق که در باره سعدی سخن می‌گوییم، این موضوع را مطرح می‌کنم که واقعا سعدی چقدر فرصت داشت تا این همه دانش بیندوزد و این همه علوم مختلفه عصر خود- خصوصا علوم نظری- را بشناسد و آنها را در قالب‌های مختلف ادبی مثل مثنوی و غزل یا نثری سراسر باشکوه مسجع گرد آورد. 

وقتی اول بار در سایت‌ها خواندم که فردی به نام آقای «جمال صدری» به زعم خود برای بهتر و بیشتر خوانده شدن گلستان، واژه‌های عربی آن را حذف کرده است و به جای آن واژه‌های فارسی را نشانده، به تکاپو افتادم تا این کار جدید را به تماشا بنشینم. اما آنچه که یافتم چیزی جز سعدی‌ستیزی و آتش زدن گلستان سعدی نبود. آیا می‌توان در میان شاعران قبل یا حتی بعد از سعدی کسی را شناخت که بیشتر و بهتر از سعدی زبان فارسی را خوب بدانند و زبان عربی را به شیواترین شکل بسرایند. 

زدودن واژه‌های به اصطلاح عربی از قول آقای صدری از گلستان، یعنی تخریب تابلوی نقاشی از رنگ‌هایی زیبایی که نقاش بر بوم خود قلم زده است. به نظرم این ادیب و فرهنگ‌پژوه محترم، با این کار خود چنگ بر چهره سعدی کشیده است و بیش از آنکه خدمتی به سعدی یا زبان فارسی کرده باشد، به هر دو ظلم کرده است. این که ایشان چرا احساس دین کرد که زبان سعدی را در گلستان از عربی بپیراید، کاری شگفت است. وقتی ادعایشان یا هدفی را که در پی آن بود؛ خواندم، عذر بدتر از گناه به ذهنم نقش بست. ایشان مدعی است که«سعی شده تا حد ممکن از شیوه گفتار سعدی دور نشویم و چنین نیز شده است» حال فقط کافی است همین یک بیتی را که ایشان هم آن را به قول خود از گفتار سعدی دور نکرده است، بخوانید تا دریابید که چگونه بر چهره زیبای گلستان چنگ کشیده شده است.

سعدی نوشته است: «از دست و زبان که برآید/کز عهده شکرش به در آید» حال آقای صدری افاضه علم فرمودند و نوشتند: «از دست و زبان کس نیاید/ کز کار سپاس او برآید». بارها این دوبیت را کنار هم قرار دادم، بارها خواستم بدون تعصب به آن نگاه کنم که اگر ما بیت سعدی را نمی‌دیدیم و ذهن و فکر ما به آن بیت عادت نکرده بود، آیا واقعا این بیت می‌توانست شان یا جایگاهی همتراز آن داشته باشد؟ واقعا آقای صدری چگونه توانست برای واژه «که» در مصرع اول که اتفاقا از ضمایر آشنای «پهلوی» است، واژه «کس» را بگذارد. این‌که صرف همسان بودن یک هجا و از نظر نحوی مشکلی ایجاد نمی‌کند، برای جایگذاری مناسب است؟ تازه، این مصرع که همه‌اش فارسی سره بود. یا «عهده شکر» که ساختار و کارکردی متفاوت با «کار سپاس» دارد که هم از نظر معنایی و هم از نظر زیبایی هیچ شانی نسبت به بیت سعدی ندارد، چرا باید جای بیتی چنان زیبا و قویم قرار بگیرد. 

بسیاری از ادبای معاصر برای بهتر و روانتر یا ساده‌تر شدن آثار کلاسیک ایرانی، دست به نوآوری‌هایی زدند که توانست کمی اقبال نسل جدید به آثار کلاسیک ایران مثل شاهنامه یا حتی حکایت‌های مولوی را بیشتر کند. این دسته از ادبا و نویسندگان بی آنکه به خود جرات بدهند یا این‌قدر احساس کمال کنند که کتابی مثل شاهنامه یا گلستان را به اصطلاح از نقصان بیرون بیاورند و دست به شاکله و تندیس گوهرین اثر بزنند، آن را به صورت نثر امروزی ارائه کردند.

اگر آقای صدری بی آنکه به متن گلستان دست بزند، لطف می‌کردند داستان و حکایتش را ساده‌نویسی می‌کردند، یقینا بهتر و کارآمدتر بود و چه بسا خواهنده و خواننده بیشتری می‌داشت؛ مانند کاری که آقای «محمد محمدی اشتهاردی» تحت عنوان «حکایت‌های گلستان سعدی به قلم روان» منتشر کردند که الحق والانصاف هم زحمت کشیدند و هم مشکلات احتمالی گلستان‌خوانی را به حداقل رساندند. ایشان حتی در ۴۴۷ پی‌نوشت، معانی ابیات و واژه‌های به قول آقای صدری «تازی» را آورده‌اند که خود منبعی بسیار وثیق برای دوستداران گلستان سعدی است. کاش آقای صدری به زیبایی‌شناسی کلام و آرایش اعجاب‌انگیز سجع بیان سعدی اشراف داشتند تا این چنین ناشیانه گل‌های زیبای گلستان را لگدکوب نمی‌کردند.

به دستپخت دیگر ایشان توجه کنید.سعدی نوشته است: «منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت...» و آقای صدری نوشت: «سپاس خدای را (گرامی و شکوهمند) که فرمانبری از او مایه نزدیکی است و سپاس گزاری از او افزونی بخشش و نیکی»! در نثر سعدی موسیقی به زیبایی جاری است. آنچه که زبان سعدی را فاخر می‌سازد، همان موسیقی درونی و جویباری کلام اوست که با نت‌های عربی و فارسی درهم می‌آمیزد. در نثر جعلی و ناشیانه جناب صدر، کمترین نشانه‌ای از موسیقی زبان در آن دیده نمی‌شود. حق دارد آقای دکتر«اسماعیل امینی» غزل‌سرای خوب معاصر که بگوید:«این کتاب نمود کامل نادانی و تعصب و بی غیرتی نسبت به میراث فرهنگی ایران و زبان و ادب فارسی است.» 

حتما ایشان این بیت حافظ را خوانده یا شنیده‌اند که «نه هر که چهره برافروخت دلبری داند/نه هر که آینه سازد سکندری داند» مناسب است که در پایان، این استاد گرامی را! مهمان ابیاتی از سعدی کنم که فرموده بود: زبان در دهان ای خردمند (زبان در دهان خردمند) چیست/کلید در گنج صاحب هنر/چو در بسته باشد چه داند کسی/که گوهر فروش است یا پیله ور»

عادل جهان‌آرای ‪

hamdelidaily.ir
  • 10
  • 6
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه

حکایت های اسرار التوحید اسرار التوحید یکی از آثار برجسته ادبیات فارسی است که سرشار از پند و موعضه و داستان های زیبا است. این کتاب به نیمه ی دوم قرن ششم هجری  مربوط می باشد و از لحاظ نثر فارسی و عرفانی بسیار حائز اهمیت است. در این مطلب از سرپوش تعدادی از حکایت های اسرار التوحید آورده شده است.

...[ادامه]
ویژه سرپوش