
به گزارش ایران ورزشی، تیم ملی تنیس ایران که امیدوار بود با پیروزی در رقابتهای گروه سوم آسیا در چارچوب جام دیویس ۲۰۱۹ به دسته دوم این قاره راه یابد، در سنگاپور در مسابقه با هر سه حریف نخست خود مغلوب شد تا از هدفش دور بماند و یک سقوط آزاد هولناک و تازه را تجربه کند.
هشت تیم حاضر در رقابتهای گروه سوم آسیا در سنگاپور اجماع کرده بودند و در مرحله نخست به دو گروه ۴ تیمی تقسیم شدند. جالبتر اینکه ایران را به خاطر سبقه حضور چندبارهاش در دسته دوم قاره «سید» (شانسدار) اول صعود از این گروه تلقی کرده بودند ولی ملیپوشان در هر ۳ مسابقه خود طی روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه بازنده شدند تا در گروهشان آخر شوند و موظف به رویارویی با تیم چهارم گروه مقابل (اول) بر سر رتبههای هفتمی و هشتمی یعنی ماقبل آخر و آخر. ایران ابتدا با سوریه بازی کرد و ۳ بر صفر باخت و سپس با همین نتیجه تسلیم مالزی شد و در نهایت مقابل قطر هم ۳ بر یک شکست خورد.
طولانی اما بیاثر
این فرجام تیمی بود که هرچند طولانی و با کلی تدبیر و اندیشه از سوی فدراسیون تنیس و کادر فنی تیم ملی تدارک دیده و تمرین کرده بود اما هیچگاه جنساش جور نبود. تمرینات تیم ملی برای گروه سوم جام دیویس آسیا- اقیانوسیه از اوایل آذرماه سال پیش در تهران آغاز شده بود و به جز مقاطعی کوتاه از تعطیلی با تداوم پیش رفته بود اما برخی بیانضباطیها و سهلانگاریها سبب شد ترکیب تیم ملی تنیس بالای ۸۰ درصد و در چند نوبت عوض شود.
ترکیب اصلی مورد نظر سعید احمدوند سرمربی تیم ملی چیزی متشکل از شاهین خالدان، حمیدرضا نداف و امیر والا معدنچی و حتی انوشا شاهقلی بود و او دنبال یک «دوبل باز» حرفهای هم میگشت تا در صورت امکان جانشین یکی از افراد فوق کند اما این نفرات به جز خالدان یکییکی مثل برگهای پاییزی فرو ریختند. تغییر نفرات البته ابتدا از همان پاییز و حتی تابستان سال پیش شکل گرفت.
او که از بهروز کارگران و امیرحسین بادی بسیار جوانتر (۲۱ ساله) خواسته بود به جای نداف و معدنچی در تمرینات شرکت کنند و این را با هدف جوانگرایی در تیم ملی انجام داده بود، به آرامی از این دو جوان هم دلسرد شد. یکی از آنها هرگز با روش و اشتیاقی در تمرینات شرکت نکرد که از یک جوان تشنه افتخار انتظار آن میرود و دیگری هم در آستانه عید نوروز با واسطهگری پدرش به احمدوند زنگ زد و گفت: «آقا، میشود ما این دو سه هفته به اردو نیاییم؟ مراسم عید است و باید به پدر و مادرمان کمک کنیم.»
آنها اهل خودکشی نبودند!
احمدوند که برآشفته شده بود، قید هر دو را زد. او آدمهایی را میخواست که برای بازی در تیم ملی خودکشی کنند و این بچهها طوری برخورد میکردند که انگار بر سر تیم ملی منت هم گذاشتهاند که آمدهاند. اتفاق بعدی رویداد بدتری بود. سرمربی خوزستانی و پرشور و چپدست تیم ملی که خودش به مدت ۲۷ سال در سطح و ردههای مختلف و به عنوان بازیکن و مربی در خدمت تیم ملی بوده است، متوجه شد نداف که منتخب وی برای پوشاندن جای جوانترهای فراری تیم ملی بود، میخواهد با روش خودش تمرین کند و سعید خان این را هم فقط یک «زیرآبی رفتن» تلقی کرد.
وقتی نداف به تمرینات نیامد و احمدوند تلفن زد و دلیل آن را جویا شد، نداف این پاسخ عجیب را داد: «آقا، من با روش خودم در اصفهان تمرین میکنم و اگر خواستید در آستانه سفر به تیم ملی میپیوندم.» نه تنها چشمهای احمدوند از شنیدن این قضیه گرد شد، چند روز بعد که شنید نداف نه در اصفهان بلکه در تهران و بغل گوش آنها در ورزشگاه انقلاب مشغول بازی و تمرین است، کلهاش سوت کشید. تیم ملی در آن روزها در ورزشگاه استقلال تمرین میکرد که فاصله این دو محل با یکدیگر حتی در صورت پیادهروی بیشتر از ۱۵ دقیقه نیست.
پیامدهای یک بیزینس جدید!
سعیدخان با این اوصاف از نداف هم دست و دل شست و از امیر والا معدنچی نیز خبرهای خوبی نشنید. معدنچی البته خلافی مرتکب نشد و فقط به این سبب که با کمک خانواده و دوستانش وارد یک بیزینس تازه شده، نمیتوانست به اندازه گذشته تمرین کند و بدیهی است که یک بازیکن بدون تمرین به درد تیم ملی نخورد. برای احمدوند چارهای نماند که در آستانه عید (نوروز) و بعد از آن، دو سه بازیکن جوان دیگر را به تمرینات تیم ملی تزریق کند که البته در دورهای قبلی نیز کم و بیش حاضر بودند و فقط فرق قضیه در این بود که از آن پس بهای بیشتری به آنها داده شد. دو نفر از آنها آرش (مهدی) و کیارش سوری نام داشتند که به ترتیب ۲۴ و ۲۵ سال سن دارند و از خاندان جهانبخش سوری هستند که در دهه ۶۰ رقابت پایاپایی با محرم خدایی و کامبیز درفشی جوان فقید بر سر رتبه اولی ایران داشت و این خاندان دستکم هفت، هشت تنیسور قابل ذکر به جامعه ورزش ایران ارزانی داشته است. نفر سوم نیز حسام یزدی نام داشت که ۲۶ ساله است و اگر وجه مشترکی برای هر سه نفر قایل باشیم، این بود و هست که تجربه بینالمللیشان در کمترین سطح است و بسیار کم به خارج از کشور گسیل شدهاند. احمدوند کوشید با استفاده از آنها در سری مسابقات سه هفتهای فیوچرز تونس در اسفند سال پیش و سپس تورنمنت سوم از سهگانه فیوچرز سنگاپور در اواخر خرداد امسال این نقیصه را برطرف کند اما بدیهی بود که اینطوری و در این مدت کوتاه نمیشود بتوان بینش بینالمللی یک یا چند تنیسور را تغییر داد.
دور از کنترلهای لازم
دیگر نفر تیم ملی تنیس که جایش از همه محکمتر و ردهبندی او نیز بسیار بالاتر بود، همانا شاهین خالدان نفر اول ردهبندی سالهای اخیر تنیس ما بود اما او نیز با اینکه زودتر از بقیه به سنگاپور رفته بود و در هر سه تورنمنت فیوچرز آنجا شرکت کرده بود در آوردگاه اصلی هر سه بازیاش را راهبهراه باخت و چندان بالاتر از «سوری»ها و یزدی نشان نداد. یک مشکل دیگر مرتبط با خالدان این است که این تنیسور ۲۸ ساله طی سالهای اخیر در آمریکا ساکن بوده و همانجا زندگی و بازی میکند. در نتیجه مربیان تیم ملی کنترلی بر عملکرد و اشرافی بر سیستمهای او ندارند و او تبدیل به تافته جدا بافته و گاه کمثمر تیم ملی شده است.
انوشا شاهقلی ۳۸ ساله هم که میتوانست به لطف تجربه بیکرانش کمکهایی به تیم ملی ارائه کند و بخصوص در قسمت دوبل بدرخشد هرگز به آمادگی لازم از دید احمدوند نرسید. بر همه اینها بیفزایید مسأله برگزاری رقابتهای گروه سوم آسیا روی زمینهای هاردکورت را که برای بچههای تیم ایران کار را سخت میکند زیرا بالای ۹۰ درصد تمرینات و مسابقات تنیسورهای ما روی زمینهای خاک رسی (موسوم به Clay) برگزار میشود و با اینکه احمدوند کوشید با بردن بچهها به یکی از تک زمینهای هاردکورت موجود در ورزشگاه استقلال این نقیصه را برطرف و آنها را با بازی روی این زمینها اخت کند اما این تدبیر هم اثر نکرد که نکرد.
یویوی بیاختیار
محصول نهایی همه این ناهنجاریها شکست تازهای برای تیم ملی تنیس و مضمحل شدن تنیس ما در سنگاپور است که البته از فضای پر نقص فعلی این ورزش برمیخیزد و شرحی از آن را برایتان آوردیم. این بار حتی سناریوی رایج و تکراری و کسالتبار دو دهه اخیر هم تکرار نشد که طی آن هر از چندگاه به گروه دوم آسیا راه مییابیم اما چون تدبیر و فکر درستی نداریم در نخستین مسابقه بعدی جام دیویس باخته و به گروه سوم برمیگردیم و مثل یک یویوی بیاختیار در حال بالا و پایین شدنیم. وقتی در نظر میگیریم که در دهه طلایی ۷۰ میلادی روی کاکل تقی اکبری کبیر حتی دو بار متوالی قهرمان تنیس انفرادی آماتوری آسیا هم شدیم، بیش از پیش میفهمیم که چه سقوط دردناکی داشتهایم و هم از اسب افتادهایم و هم از اصل (!) اما تحت هر شرایطی خود کرده را تدبیر نیست.
ریز نتایج آوردگاه سنگاپور
باخت در پی باخت
در مسابقات گروه سوم تنیس جام دیویس ۲۰۱۹ در قاره آسیا که محل برگزاری آن سنگاپور بود ۸ تیم شرکت داشتند که ابتدا به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول متشکل از ویتنام، سریلانکا، کویت و البته سنگاپور بود و در گروه دوم، قطر، سوریه، مالزی و ایران جای داده شدند. با اینکه گروه ایران بهوضوح آسانتر از گروه دیگر نشان میدهد، بچههای احمدوند هر سه بازی را واگذار کردند. ایران ابتدا با سوریه مسابقه داد و ۳ بر صفر باخت. در این رویارویی آرش (مهدی) سوری ۲ بر ۶ و ۶ بر ۷ تسلیم یاکوب مکزوم از سوریه شد و شاهین خالدان نیز ۲ بر ۶ و ۶ بر ۷ به کریم علاف باخت. دیدار دونفره را هم سوریها با نتیجه یک بر ۶ و ۳ بر ۶ از تیم حسام یزدی و کیارش سوری بردند.
دیدار دوم ایران هم که مقابل مالزی بود صفر بر ۳ به سود حریف به پایان رسید. در این دیدار حسام یزدی در دو ست متوالی (۲ بر ۶ و ۳ بر ۶) به سیدمحمد نقیب از مالزی باخت و سپس شاهین خالدان نیز یک بر ۲ مقابل رقیب مالزیاییاش تسلیم شد، دیدار دوبل را هم مالزیاییها صفر بر ۳ از تیم دونفره ما بردند.
مسابقه سوم ما در گروه دوم پیکارهای عصر روز جمعه (۷ تیر) مقابل قطر برگزار شد و اینجا هم یک بر ۲ شکست خوردیم. در این دوئل آرش سوری با نتیجه یکطرفه صفر بر ۶ و یک بر ۶ به موسی زائد باخت و شاهین خالدان هم در مواجهه با شمنان مبارک دستها را به علامت تسلیم و با نتایج ۶ بر ۷ و ۲ بر ۶ بالا برد. تکبرد ایران در مرحله گروهی و در کل ۳ مسابقهمان نیز در بازی دوبل مقابل زوج قطری حاصل آمد که هیچ تاثیری بر نتیجه نهایی و شکست و حذفمان نداشت.
همچنین تیم ملی تنیس ایران پس از اینکه در مرحله گروهی هر سه بازی خود را واگذار کرد برای مقام هفتم با تیم سنگاپور به رقابت پرداخت که با نتیجه ۲ بر یک شکست خورد. ایران با این شکست در رده هشتم قرار گرفت. فدراسیون جهانی تنیس قرار است قوانین جدید دیویس کاپ را اعلام کند با این حال در سایت دیویس کاپ نوشته شده احتمالاً دو تیم سقوط میکنند که در این صورت ایران هم به دسته چهارم سقوط میکند.
- 9
- 5










































