
روزنامه پیام ما نوشت: خبر تلخ و کوتاه است: «کارگر میدان نفتی آزادگان شمالی در مقابل ورودی محل کارش، خودسوزی کرد.» او اولین کارگری نیست که در اعتراض به وضعیت کار و استیصال از شرایطش اقدام به خودکشی کرده است. سریال خودسوزی کارگران خوزستان از مهر ۱۴۰۳ شروع شد، وقتی کارگر ۴۸ساله نیبر فصلی نیشکر هفتتپه، پدر چهار فرزند، بهدلیل اختلاف با کارفرمای واحد خود، اقدام به خودسوزی کرد. «کریم بوعذار» هم دلایل مشابه دارد، حقوق اندک، شرایط سخت اقتصادی و عدم توجه به خواستههایش توسط مدیران!
«کریم بوعذار» ۴۰ساله، فرزند شهید و پدر پنج فرزند، بعد از این حادثه که در شهرستان هویزه در غرب خوزستان رخ داد، با ۷۵ درصد سوختگی به بیمارستان طالقانی اهواز و بعد به بیمارستان سوختگی اصفهان منتقل شد و اکنون مراحل درمان را سپری میکند.
حالا بیش از یک هفته از این حادثه جانکاه میگذرد و بررسیها برای پیدا کردن عاملان هنوز به جایی نرسیده است. حادثه خودسوزی کریم، اما دوباره زنگ خطر خودکشی کارگران را در خوزستان به صدا درآورده است. حوادثی که در سالهای اخیر هم با نگرانی همراه بود و اکنون در پایان سال ۱۴۰۴ بیشترین روند افزایشی را نشان میدهد.
خوزستان مرکز نفت ایران، که امسال بالاترین نرخ بیکاری و بیشترین نرخ فلاکت را در کشور ثبت کرده، در ماههای گذشته اعتراضات پیدرپی کارگری را شاهد بوده که راه به جایی نبرده است.
میدان نفتی آزادگان یکی از هفت میدان نفتی در غرب کارون است که در شهرستان هویزه، در جنوبغربی خوزستان در تالاب مرزی هورالعظیم قرار دارد. پنج سال پیش هم در خرداد ۱۳۹۹، یک کارگر جوان میدان نفتی یادآوران در همین منطقه خودش را از لولههای نفت به دارآویخت و جان باخت.
روز سیاه هور
صبح یکشنبه ۲۶ بهمن، گردوخاک شدید از یکسو و دود سیاه برخاسته از آتشسوزی نیزارهای هور از سوی دیگر، آسمان را تیره و تار کرده بود. آن روز مدارس شهرهای خوزستان از جمله هویزه تعطیل اعلام شده و جاده سایت اداری شرکت نفت آزادگان از همیشه خلوتتر بود. «کریم بوعذار» یکی از کارکنان حراست این شرکت، که به مشکلات کاری خود معترض بود، ساعت ۱۰:۳۰ صبح، پشت به هور، رو به شرکت، روی خودش بنزین میریزد و فندک میزند، در چشم بههمزدنی باد شدید آتش را شعلهور میکند.
آنطورکه «علیرضا» یکی از بستگانش توضیح میدهد: «طبق گفته کارکنان حراست شرکت، این حادثه ظرف چند ثانیه اتفاق افتاد و کسی نتوانست بهموقع جلوی کارش را بگیرد. کریم حدود سهچهار سال پیش، از پیمانی به رسمی تبدیل وضعیت شد، ولی حقوقش خیلی کم شده بود. امسال حدود ۲۰ میلیون تومان دریافت میکرد که خیلی پیگیری کرد، اما درست نشد و با توجه به اینکه پنج فرزند داشت، با مشکلاتی مواجه بود. البته طبق گفته کارکنان، این مشکل برای ۶۰ نفر دیگر از کارگران این شرکت نیز به وجود آمده است. او درخواست وام و انتقال از محل کارش را داده بود که با آنهم موافقت نشد.»
کریم با بیش از ۱۰ سال سابقه کار در این میدان نفتی، پنج فرزند دارد، دو دختر و سه که پسر بزرگش بهتازگی خدمت سربازی را تمام کرده و کوچکترین فرزندش یک دختر چهارپنجساله است. بهگفته علیرضا، «او را یک بار در زمان تبدیل وضعیت بهخاطر رد شدن در گزینش، چند ماه تعلیق کردند. برای آن هم خیلی پیگیری کرد و تا تهران رفت تا توانست به کار بازگردد. روز قبل از حادثه با مسئول حراست درگیری لفظی داشت. بعضی از همکارانش میگویند ممنوعالورودش کردند و اطلاع داده بودند تعلیق شده است، ولی مسئولان شرکت هم ممنوعالورودی و هم خبر تعلیق را تکذیب میکنند. ظاهراً این مسائل فشار زیادی به او وارد کرد و باعث شد در مقابل در ورودی حراست خودش را آتش بزند. به ما گفتند افرادی که در این حادثه دخیل بودند، منطقه را ترک کردهاند و دادستان برای این موضوع پرونده تشکیل داده و مقصران مجازات میشوند.»
او میگوید: «ظاهراً پرسنل HSE، آموزش و اطلاعات کافی نداشتند؛ چون با کپسول آتشنشانی برای خاموش کردن آتش اقدام کردند که بسیار مضر است، درحالیکه پتوی نسوز در محل بوده است.»
کریم اهل روستای «زهیریه» در مجاورت هور است و چندسالی است که در هویزه ساکن شده. روستای زهیریه تابستان سال ۱۴۰۰ و در میان اعتراضات آب خوزستان، در رسانهها شناخته شد؛ آن هنگام که مردم تشنه روستا با بشکههای آب بهدنبال تانکر شرکت نفت میدویدند تا مقداری آب بگیرند. علیرضا میگوید: «حدود ۱۵ نفر از اهالی روستا در شرکتهای نفتی کار میکنند، اما ۵۰ نفر از جوانان همچنان بیکار هستند و شرکتهای نفتی آنها را به کار نمیگیرند. تا چند سال پیش هر کس که میتوانست پولی جور کند و یک خودروی تویوتا هایلوکس بخرد، بهعنوان خودروی استیجاری در شرکتهای نفتی استخدام میشد؛ حالا اما قیمت خودرو آنقدر سرسامآور است که اینهم دیگر نمیشود.»
«پیمان بوعذار» پسر بزرگ کریم هم میگوید: «شرایط پدرم پایدار و تحت درمان است و از همه درخواست داریم برایش دعا کنند. در روز حادثه در خارج شهر و در اهواز بودم. در این مدت از لحاظ روحی در شرایطی نبودیم که درباره حادثه جزئیات بیشتری را جستوجو کنیم. تنها چیزی که میدانیم این است که بعد از درگیری لفظی با مسئول حراست این اتفاق رخ داده است و به ما گفتند آن روز پدرم ممنوعالورود به شرکت شده بود.»
تشکیل پرونده قضائی
«عباس پورعاطف» فرماندار هویزه از تشکیل پرونده قضائی برای این حادثه خبر میدهد: «علت وقوع حادثه در دست بررسی است. بعد از حادثه، اداره کار مأمور شد تا گزارشی تهیه کند. جلسه شورای تأمین شهرستان تشکیل و تیم ویژهای برای بررسی حادثه تشکیل شده است. همچنین، دادستان بهعنوان مدعیالعموم به این موضوع ورود کرده و پروندهای در دادگستری برای مشخص شدن علت وقوع این حادثه تشکیل شده است. در حال حاضر نمیتوانم درباره وجود اختلافات کاری یا اعلام خبر تعلیق اظهارنظر کنم، در حال پیگیری هستیم و نتایج بررسیها در روزهای آینده اعلام خواهد شد. نکته اصلی این است که ایشان بهدلیل اینکه فرزند شهید بوده، تبدیل وضعیت شد، ولی طبق ضوابط شرکت حقوقش نصف شده و مشکلاتی برایشان بهوجود آمده بود. این مسئله نهتنها برای او که برای تمام کسانی که تبدیل وضعیت شدهاند، اتفاق افتاده و این یک ضعف است.»
او توضیح میدهد: «بعد از حادثه بلافاصله با تیم پزشکی به بیمارستان سوختگی طالقانی اهواز فرستاده شد که بههمراه استاندار و اعضای شورای تأمین از او و خانوادهاش عیادت کردیم. بعد از بررسی پزشکان و به درخواست خانواده، توسط شرکت نفت با آمبولانس هوایی به اصفهان اعزام شد و بنا بر گزارشی که دریافت کردیم، وضعیتش کمی بهبود یافته و درصد سوختگی به ۶۵ درصد کاهش داشته است.»
پورعاطف همچنین درباره مشکلات استخدام نیروهای بومی در شرکتهای نفتی منطقه میگوید: «بررسی کاملی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که سهم شهرستانهای هویزه و دشت آزادگان در این شرکتهای نفتی ۲۹ درصد بوده و با پیگیریای که انجام دادیم، اکنون به ۳۸ درصد افزایش یافته است. امیدواریم تا سال آینده به ۴۰ درصد برسد.»
در میانه مرگ و زندگی
آمار دقیقی از خودکشی در کشور در دست نیست. بهگفته کارشناسان و برخی مقامات مسئول اگرچه این آمار نسبت به آمارهای جهان کمتر، ولی روند افزایشی آن در سالهای اخیر نگرانکننده است. در خوزستان بیشترین اخبار منتشرشده از خودکشی در رسانهها مربوط به کارگران است و حکایت از روند افزایشی خودسوزیها دارد. به نظر میرسد سریال خودسوزی کارگران از مهر ۱۴۰۳ شروع شد؛ وقتی کارگر ۴۸ساله نیبر فصلی نیشکر هفتتپه، پدر چهار فرزند، بهدلیل اختلاف با کارفرمای واحد خود، اقدام به خودسوزی کرد. امسال اخبار ۹ مورد خودکشی کارگران خوزستانی در رسانهها منتشر شده است که سه مورد اقدام به خودکشی موفق نبوده است. ۸ شهریور ۱۴۰۴ کارگر خدمات فرمانداری شادگان بهدلیل مشکلات کار در مقابل ساختمان فرمانداری با بنزین خودسوزی کرد. ۲۹ مهر کارگر یکی از شرکتهای نفتی در منطقه غیزانیه اهواز پس از اخراج، اقدام به خودکشی کرد. ۱۲ آبان، دانشجوی ۲۲ساله در اعتراض به تخریب اغذیهفروشی خانوادگیشان توسط شهرداری اهواز دست به خودسوزی زد. ۱۲ آبان کارگر ۲۶ساله اخراجی شرکت فولاد اهواز بعد از یک سال بیکاری، به زندگی خود پایان داد و ۲۸ آبان کارگر ۴۵ساله خدمات سازمان پایانههای شهرداری اهواز بهدلیل اخراج، خودکشی کرد. بااینحال و با وجود پیگیری خبرنگار ما، خانه کارگر خوزستان اعلام کرد هیچگونه آمار مستند و تأییدشدهای از خودکشی کارگران ندارد.
«حسین ملتفت»، جامعهشناس و عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید چمران اهواز میگوید: «نهادها و سازمانها آماری ارائه نمیدهند و همکاری لازم را ندارند و همین نبود آمار واقعی در بسیاری از مسائلی که نیازمند بررسی است، از جمله خودکشی، باعث میشود نتوانیم کار پژوهشی انجام دهیم.»
او مسئله خودکشی در جامعهمان را یک مسئله اجتماعی میداند: «وقتی مسئله خودکشی مطرح میشود، سراغ روانشناسی میروند و آن را مسئله فردی میدانند و در بسیاری موارد به فرد برچسب میزنند که قبلاً اختلال روانی یا مشکلاتی داشته است. این درحالیاست که این باور کاملاً اشتباه است و وقتی دفعات تکرار یک موضوع از تعداد اندک گذر میکند، دیگر مسئله اجتماعی است. درباره خودکشی نیز وقتی آمار افزایش مییابد، حتماً مسئله اجتماعی است و ساختار اجتماعی دخیل است که افرادی اقدام به این کار میکنند. بهویژه وقتی بحث خودسوزی مطرح میشود، باید آن را خارج از حوزه فردی و در چارچوب مسائل اجتماعی بررسی کرد.»
او افزایش آمار خودکشی در جامعه بهویژه در برخی اقشار مثل کارگران و دانشآموزان را زنگ خطر توصیف کرد که باید مورد بررسی قرار گیرد: «این نوع خودکشیها از منظر جامعهشناسی دورکیم، خودکشی آنومیک نامیده میشود و این پدیده درنتیجه وضعیتی است که جامعه بهخوبی نمیتواند وظایف و کارکردهای خود را انجام دهد و دچار بیهنجاری میشود.»
ملتفت درباره اینکه در اخبار همه موارد خودکشی در خوزستان، مرد و کارگر بودهاند، میگوید: «در اینجا عامل اصلی اقدام به خودکشی کار و عامل اصلیتر بیکاری است. بنابراین، این مسئله باید بررسی شود که چه عواملی باعث بیکاری یا اخراج این کارگران شده است. این اخراجها معمولاً منطقی و طبیعی نیست. به همین دلیل، برای کارگران قابلپذیرش نیست و در شرایط آنومیکی باعث میشود زمینه برای اینکه فرد به بنبست برسد، فراهم شود و اقدام به خودکشی کند.»
این جامعهشناس بر توجه به بازتولید این رفتار در جامعه نیز تأکید میکند: «این خودکشیها میتوانند زمینه تکرار را فراهم کنند. مثلاً در بعضی شهرهای خوزستان برای افرادی که بهدلیل خودکشی فوت میکنند، مراسم باشکوهی برگزار میشود و این موضوع به ذهن متبادر میشود که فرد یک قهرمان است. درواقع، جامعه با برجسته کردن این حوادث زمینه تکرار آن را به وجود میآورد. ممکن است در یک سازمان برخی با خود فکر کنند خودکشی یک نفر باعث جلبتوجه به پرسنل شده است و آن را تکرار کنند. بهویژه در انتخاب شیوه خودکشی مثلاً خودسوزی که بیشتر در میان زنان اتفاق میافتد و هدفش معمولاً ترساندن است، اما اغلب منجر به مرگ میشود.»
بهگفته ملتفت، «این مسئله نیز نیاز به بررسی دارد که بعد از خودکشی کارگران، چه تغییراتی در سازمان رخ میدهد و آیا بهبودی در ساختارها اتفاق میافتد؟»
- 10
- 5











































