سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
۲۱:۰۹ - ۲۲ آبان ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۸۰۵۷۳۹
چهره ها در سینما و تلویزیون

روایت بازیگر جوان از خاطرات دلنشین با بی‌بی قصه‌های مجید

بی‌بی قصه‌های مجید,اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,اخبار بازیگران
بازیگر قصه های مجید گفت: بعد از ۲۵ سال هنوز مجید در ذهن مردم ثبت شده است، قطعا اگر من هم در تهران زندگی می کردم بسیار بیشتر بازی می کردم و دیده می شدم.

به گزارش تسنیم، مهدی باقربیگی متولد سال ۱۳۵۶ در اصفهان و فارغ التحصیل رشته مهندسی کشاورزی است. کلاس دوم راهنمایی بود که برای ایفای نقش در مجموعه تلویزیونی قصه های مجید انتخاب شد. حاصل کار یک مجموعه نه قسمتی، سه فیلم سینمایی شرم (۱۳۷۱) نان و شعر (۱۳۷۲) صبح روز بعد (۱۳۷۳) بود. باقربیگی در هفدهمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوان در اصفهان یکی از اعضای هیئت داوران در بخش مسابقه سینمای ایران بوده است.

 

سریال "قصه های مجید" بر اساس کتابی با همین نام و به قلم هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد که روایتی کودکانه از دغدغه ها و دل مشغولی های یک پسرک اصفهانی را در خانه و مدرسه به تصویر می کشد.

 

"خاتون"، "بگو که هستم"، "پرانتز باز"، "در مسیر زاینده رود"، "در چشم باد"، "مرگ سپید "، "روز از نو" و "قصه‌های مجید" از مجموعه های تلویزیونی هستند که این بازیگر در آن ها به ایفای نقش پرداخته است.

 

این روزها از عرصه بازیگری کنار رفته اید یا تمایل به حضور در این عرصه دارید؟ پیشنهاداتی هم برای بازی به شما شده است؟

باقربیگی: یک سریال برای ماه مبارک رمضان با موضوع دفاع مقدس به من پیشنهاد شده و چون هنوز به صحبت های نهایی نرسیده ایم نمی توانم چیزی درباره آن ها بگویم همچنین یک تله فیلم به کارگردانی سعید چاری در مورد مدافعان حرم نیز به من پیشنهاد شده است که هنوز به قطعیت نرسیده و تا جلوی دروبین نروم نمی توانم چیزی بگویم.

 

 دلیل این کمرنگ بودنتان در عرصه هنر چیست؟

باقربیگی: در این مدت به دلیل این که در شهرداری مسئولیت داشتم، نمی توانستم سراغ بازیگری بروم. چون حق الناس بر گردنم بود و کم کاری محسوب می شد، بنابراین وقتم را به شورا اختصاص دادم و در حال حاضر با تجربه ای که کسب کرده ام امیدوارم از آن استفاده شود. از ۳ ماه گذشته که دیگر شورای شهر اصفهان نیستم، فرصتی پیش آمده تا دوباره به عرصه بازیگری برگردم.

 

 شما با قصه های مجید به کارگردانی کیومرث پوراحمد در سال های دور محبوب مردم شدید،خاطره ای از سریال محبوب آن سال ها برای مخاطبان تعریف کنید

باقربیگی: در "قصه های مجید" که کار اولم بود یک دانش آموز ۱۲ ساله بودم، وقتی وارد این کار شدم تمام لحظاتش برای من خاطره بود و چیزهای زیادی یاد گرفتم. اما بیشتر خاطرات خوبم با بی بی قصه های مجید بود. در این سریال من نوه بی بی بودم و او مادربزرگ و این رابطه در خارج از فضای کار هم شکل واقعی به خود گرفته و صمیمی بود. بی بی به من سفارش می کرد که لباس گرم و خوب بپوش، از خود مواظبت کن که سرما نخوری، روی سنگهای سرد حیاط ننشین، تشک پهن کن و بنشین و سفارشاتی در قالب این عبارات که به نوعی سفارشات مادرانه بود و همه آن ها در ذهنم نقش بسته است و کیومرث پور احمد هم همیشه به من لطف داشت و من به او مدیون هستم.

 

 آیا بعد از قصه های مجید تمایلی برای بازی شما با پروین دخت یزدانیان(بی بی) وجود داشت؟

باقربیگی: بله دوست داشتم در کنار بی بی باز هم در آثار دیگری بازی کنم اما بی بی به جهت سن بالایش بعد از قصه های مجید کمی بیمار شد و بیماریش به تدریج گسترش پیدا کرد و تا جایی پیش رفت که در چند سال پایانی عمرش فرزندانش از او پرستاری می کردند تا این که در روزهای آغازین نوروز ۹۱ از دنیا رفتند.

 

 بعد از تولید قصه های مجید و با شروع شدن دوران بیماری بی بی چه حالی داشتید؟

باقربیگی: بعد از قصه های مجید هر هفته یا هر ماه یک بار به ملاقات بی بی می رفتم و یا تلفنی جویای حالش می شدم، در زمان بیماری هم چند بار رفته بودم و غصه می خوردم. اگر دیر به دیر و کم می رفتم به خاطر این بود که دوست نداشتم بی بی را در بستر بیماری ببینم.

 

 تعامل و ارتباط شما با کیومرث پور احمد در حال حاضر به چه شکل است؟ آیا وی بعد از قصه های مجید تمایل به همکاری با شما در اثر دیگری داشته است؟

باقربیگی: با کیومرث پوراحمد و خانواده اش در ارتباط هستم و همدیگر را مثل خانواده هم می دانیم. در حال حاضر او هم کم کار است و در فیلم هایی که اخیرا تولید کرده نقشی که مناسب من باشد وجود نداشته است اما همیشه به من لطف دارد و افتخار می کنم که با او کار کنم و اگر نقشی مناسب من باشد حتما به من می گوید.

 

 بعد از قصه های مجید شما به یکباره از بازی فاصله گرفتید و گویی مجید محبوب آن سال ها تنها در ذهن ها به یادگار باقی ماند، دلیل این فاصله زیاد چه بود؟

باقربیگی: علاوه بر این که از زمان پخش سریال در سال ۷۱ تا ۷۵ فکر تحصیل و زندگی بودم، قصه های مجید آن چنان در ذهن مردم و جامعه نقش بسته بود که درهر نقشی قصد داشتم بازی کنم مردم دوست داشتند مرا در همان حال و هوای مجید ببینند. با خودم فکر کردم که اگر ۴ سال بازی نکنم و مردم یادشان رود بهتر می توانم کار کنم اما قصه های مجید بعد از گذشت ۲۵ سال از پخشش هنوز از ذهن مردم فراموش نشده است و برخی از مردم درباره کارهایی که بعد از آن بازی کردم در پیامک هایی که برای عوامل فرستاده بودند بیان می کردند که چه خوب کردید مجید را در این سریال شرکت دادید و مجید چقدر بزرگ شده است. این حرف ها یعنی هنوز مجید در ذهن مردم حضور دارد و این کار را سخت می کرد، از سوی دیگر پیشنهادات زیاد بود اما پیشنهاد چشمگیری تا زمان پیشنهاد جعفری جوزانی برای "در چشم باد" و همزمان با آن تله فیلم کیومرث پور احمد نشده بود.

 

 با هنرمندانی که در گذشته با آن ها بازی کرده اید ارتباط دارید؟

باقربیگی: با بازیگرانی که در قید حیات هستند و در اصفهان زندگی می کنند در برنامه هایی که برگزار می شود دیدار می کنیم و از احوال هم با خبر هستیم اما پیش نیامده است که کار مشترک داشته باشیم جز جهانبخش سلطانی که یک تله فیلم و یک سریال با او کار کردم. تله فیلم "صابر" را جهانبخش سلطانی تهیه کنندگی و کارگردانی کرده و سریال ماه رمضانی "بگو که هستم" نیز متعلق به اکبر منصور فلاح است.

 

 بعد از مدتها دوری از بازیگری و بازگشت دوباره به این عرصه با مسعود جعفری جوزانی بیشتر دیده شدید یا کیومرث پور احمد؟

باقربیگی: هم زمان با بازی در سریال "در چشم باد"، "پرانتز باز" هم کیومرث پور احمد به من پیشنهاد داد که به دلیل هم زمانی سریال مسعود جعفری جوزانی بیشتر دیده شد.

 

 چگونه برای سریال "در چشم باد" انتخاب شدید؟ از روند حضور در این سریال و بازی در آن برایمان بگویید؟

باقربیگی: به دلیل این که تولید سریال مسعود جعفری جوزانی گسترده بود و بخش مربوط به زمان جنگ را نوشته بودند وی دوست داشت که چون در کار از همه قومیت ها حضور دارند از یک اصفهانی هم استفاده کند، به ویژه که اصفهانی ها در دفاع مقدس نقش بزرگی ایفا کرده اند.

 

در متن سریال در چشم باد یک شخصیت جوان بود، یکی از دوستانم که مدیر گریم "در چشم باد" بود مرا برای این نقش به جعفری جوزانی پیشنهاد داد، دعوت شدم و جوزانی با من صحبت کرد، قرارداد بستیم و در این سریال بازی کردم. کار و تجربه بسیار خوبی برای من بود چون تیپ کارهای مسعود جعفری جوزانی مثل کارهای کیومرث پوراحمد است، دست من را باز گذاشته بود تا خودم به آن شکل دهم و آن گونه که خودم می دانم بازی کنم. مسعود جعفری جوزانی از خاطرات خود در اصفهان می گفت و این به شکل گرفتن نقش کمک کرد .

 

نقشی که پس از مدت ها و بعد از اثر محبوب قصه های مجید بازی کردید کوتاه بود، دلیل این انتخاب چه بود؟

باقربیگی: میزان این نقش کم نبود بلکه طولانی بود اما به من دیر خبر داده شد و مقطعی بود که درگیر کار اداره بودم. هرچه تلاش کردم که برنامه ریزی شود و سر فیلمبرداری بروم محقق نشد، زمانم محدود بود و چون باید حتما فیلمبرداری انجام می شد نتوانستم ادامه کار را بازی کنم و نقش نیمه کاره ضبط شد.

 

 بعد از سریال "در چشم باد" و "پرانتز باز" کیومرث پوراحمد مجددا پیشنهادی از سمت این دو کارگردان برای بازی داشتید؟

باقربیگی: بعد از این سریال تا امروز پیشنهادی از سمت مسعود جعفری جوزانی به من نشده است اما با کارگردانانی چون حسن فتحی، در سریال "در مسیر زاینده رود" که کار بسیار خوبی بود توانستم چیزهای زیادی یاد بگیرم و همچنین در سریالی با مرتضی آتش زمزم همکاری داشتم و در اصفهان نیز چند فیلم کار کردم.

 

 شما به عنوان بازیگر و کسی که در دوره ای مسئولیت حساسی را تجربه کرده اید وضعیت سینما را در این روها چگونه می بینید؟

باقربیگی: سینما در ۴ سال اخیر بهتر شده است اما تا قبل از آن در مسیر نابودی بود و دلیل آن هم این بود که شرایط زندگی و جامعه را سیاه، چرک و بد نشان می داد و واقعا باعث نا امیدی می شد، ولی در حال حاضر بهتر شده است و فیلم های بهتری از نظر تکنیکی و داستانی روی پرده رفته است.

 

 وضعیت بازیگری را در این روزها چگونه می بینید؟

باقربیگی: فکر می کنم وضعیت بازیگری آنچنان مساعد نباشد و بیکاری و کم کاری وجود دارد. تجمع امکانات و کارها در تهران و امکانات کم در شهرستان ها باعث شده است کسی که بخواهد در عرصه بازیگری پیشرفت کند باید در تهران ساکن باشد، قطعا اگر من هم در تهران زندگی می کردم بسیار بیشتر بازی می کردم و دیده می شدم اما اعتقادم این است که نمی شود همه به تهران بروند، یک نفر هم باید در شهر خود بماند و کار هنری انجام دهد. من هم به جهت علاقه به شهر خود نتوانستم به تهران بروم و در حال تلاش هستم تا ببینیم خدا چه تقدیری برایم رقم می زند.

 

 آیا شما هم موافق وجود رابطه در بازیگری هستید؟

باقربیگی: به طور قطع رابطه در این عرصه وجود دارد. یکی از بیماری های اساسی در هنر سینما این است که باید رابطه وجود داشته باشد و اگر رابطه نباشد کاری پیش نمی رود.

 

 هنر در اعتقادات شما چه جایگاهی دارد و فکر می کنید تا چه میزان می تواند در جامعه و زندگی مردم نقش ایفا کند؟

باقربیگی: همیشه گفته ام که هنر هفتم هنر جادویی است، سریع تر از همه کارها به نتیجه می رسد و اثر گذار است. اگر به سینما و تلویزیون اهمیت داده شود و از آدم هایی که واقعا دلسوز فرهنگ و هنر این مملکت هستند استفاده شود به طور قطع رو به پیشرفت حرکت خواهیم کرد.

 

بازیگر قصه های مجید گفت: بعد از ۲۵ سال هنوز مجید در ذهن مردم ثبت شده است، قطعا اگر من هم در تهران زندگی می کردم بسیار بیشتر بازی می کردم و دیده می شدم. مهدی باقربیگی متولد سال ۱۳۵۶ در اصفهان و فارغ التحصیل رشته مهندسی کشاورزی است. کلاس دوم راهنمایی بود که برای ایفای نقش در مجموعه تلویزیونی قصه های مجید انتخاب شد. حاصل کار یک مجموعه نه قسمتی، سه فیلم سینمایی شرم (۱۳۷۱) نان و شعر (۱۳۷۲) صبح روز بعد (۱۳۷۳) بود. باقربیگی در هفدهمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوان در اصفهان یکی از اعضای هیئت داوران در بخش مسابقه سینمای ایران بوده است.

 

سریال "قصه های مجید" بر اساس کتابی با همین نام و به قلم هوشنگ مرادی کرمانی ساخته شد که روایتی کودکانه از دغدغه ها و دل مشغولی های یک پسرک اصفهانی را در خانه و مدرسه به تصویر می کشد.

 

"خاتون"، "بگو که هستم"، "پرانتز باز"، "در مسیر زاینده رود"، "در چشم باد"، "مرگ سپید "، "روز از نو" و "قصه‌های مجید" از مجموعه های تلویزیونی هستند که این بازیگر در آن ها به ایفای نقش پرداخته است.

 

این روزها از عرصه بازیگری کنار رفته اید یا تمایل به حضور در این عرصه دارید؟ پیشنهاداتی هم برای بازی به شما شده است؟

باقربیگی: یک سریال برای ماه مبارک رمضان با موضوع دفاع مقدس به من پیشنهاد شده و چون هنوز به صحبت های نهایی نرسیده ایم نمی توانم چیزی درباره آن ها بگویم همچنین یک تله فیلم به کارگردانی سعید چاری در مورد مدافعان حرم نیز به من پیشنهاد شده است که هنوز به قطعیت نرسیده و تا جلوی دروبین نروم نمی توانم چیزی بگویم.

 

 دلیل این کمرنگ بودنتان در عرصه هنر چیست؟

باقربیگی: در این مدت به دلیل این که در شهرداری مسئولیت داشتم، نمی توانستم سراغ بازیگری بروم. چون حق الناس بر گردنم بود و کم کاری محسوب می شد، بنابراین وقتم را به شورا اختصاص دادم و در حال حاضر با تجربه ای که کسب کرده ام امیدوارم از آن استفاده شود. از ۳ ماه گذشته که دیگر شورای شهر اصفهان نیستم، فرصتی پیش آمده تا دوباره به عرصه بازیگری برگردم.

 

 شما با قصه های مجید به کارگردانی کیومرث پوراحمد در سال های دور محبوب مردم شدید،خاطره ای از سریال محبوب آن سال ها برای مخاطبان تعریف کنید

باقربیگی: در "قصه های مجید" که کار اولم بود یک دانش آموز ۱۲ ساله بودم، وقتی وارد این کار شدم تمام لحظاتش برای من خاطره بود و چیزهای زیادی یاد گرفتم. اما بیشتر خاطرات خوبم با بی بی قصه های مجید بود. در این سریال من نوه بی بی بودم و او مادربزرگ و این رابطه در خارج از فضای کار هم شکل واقعی به خود گرفته و صمیمی بود. بی بی به من سفارش می کرد که لباس گرم و خوب بپوش، از خود مواظبت کن که سرما نخوری، روی سنگهای سرد حیاط ننشین، تشک پهن کن و بنشین و سفارشاتی در قالب این عبارات که به نوعی سفارشات مادرانه بود و همه آن ها در ذهنم نقش بسته است و کیومرث پور احمد هم همیشه به من لطف داشت و من به او مدیون هستم.

 

 آیا بعد از قصه های مجید تمایلی برای بازی شما با پروین دخت یزدانیان(بی بی) وجود داشت؟

باقربیگی: بله دوست داشتم در کنار بی بی باز هم در آثار دیگری بازی کنم اما بی بی به جهت سن بالایش بعد از قصه های مجید کمی بیمار شد و بیماریش به تدریج گسترش پیدا کرد و تا جایی پیش رفت که در چند سال پایانی عمرش فرزندانش از او پرستاری می کردند تا این که در روزهای آغازین نوروز ۹۱ از دنیا رفتند.

 

 بعد از تولید قصه های مجید و با شروع شدن دوران بیماری بی بی چه حالی داشتید؟

باقربیگی: بعد از قصه های مجید هر هفته یا هر ماه یک بار به ملاقات بی بی می رفتم و یا تلفنی جویای حالش می شدم، در زمان بیماری هم چند بار رفته بودم و غصه می خوردم. اگر دیر به دیر و کم می رفتم به خاطر این بود که دوست نداشتم بی بی را در بستر بیماری ببینم.

 

 تعامل و ارتباط شما با کیومرث پور احمد در حال حاضر به چه شکل است؟ آیا وی بعد از قصه های مجید تمایل به همکاری با شما در اثر دیگری داشته است؟

باقربیگی: با کیومرث پوراحمد و خانواده اش در ارتباط هستم و همدیگر را مثل خانواده هم می دانیم. در حال حاضر او هم کم کار است و در فیلم هایی که اخیرا تولید کرده نقشی که مناسب من باشد وجود نداشته است اما همیشه به من لطف دارد و افتخار می کنم که با او کار کنم و اگر نقشی مناسب من باشد حتما به من می گوید.

 

 بعد از قصه های مجید شما به یکباره از بازی فاصله گرفتید و گویی مجید محبوب آن سال ها تنها در ذهن ها به یادگار باقی ماند، دلیل این فاصله زیاد چه بود؟

باقربیگی: علاوه بر این که از زمان پخش سریال در سال ۷۱ تا ۷۵ فکر تحصیل و زندگی بودم، قصه های مجید آن چنان در ذهن مردم و جامعه نقش بسته بود که درهر نقشی قصد داشتم بازی کنم مردم دوست داشتند مرا در همان حال و هوای مجید ببینند. با خودم فکر کردم که اگر ۴ سال بازی نکنم و مردم یادشان رود بهتر می توانم کار کنم اما قصه های مجید بعد از گذشت ۲۵ سال از پخشش هنوز از ذهن مردم فراموش نشده است و برخی از مردم درباره کارهایی که بعد از آن بازی کردم در پیامک هایی که برای عوامل فرستاده بودند بیان می کردند که چه خوب کردید مجید را در این سریال شرکت دادید و مجید چقدر بزرگ شده است. این حرف ها یعنی هنوز مجید در ذهن مردم حضور دارد و این کار را سخت می کرد، از سوی دیگر پیشنهادات زیاد بود اما پیشنهاد چشمگیری تا زمان پیشنهاد جعفری جوزانی برای "در چشم باد" و همزمان با آن تله فیلم کیومرث پور احمد نشده بود.

 

 با هنرمندانی که در گذشته با آن ها بازی کرده اید ارتباط دارید؟

باقربیگی: با بازیگرانی که در قید حیات هستند و در اصفهان زندگی می کنند در برنامه هایی که برگزار می شود دیدار می کنیم و از احوال هم با خبر هستیم اما پیش نیامده است که کار مشترک داشته باشیم جز جهانبخش سلطانی که یک تله فیلم و یک سریال با او کار کردم. تله فیلم "صابر" را جهانبخش سلطانی تهیه کنندگی و کارگردانی کرده و سریال ماه رمضانی "بگو که هستم" نیز متعلق به اکبر منصور فلاح است.

 

 بعد از مدتها دوری از بازیگری و بازگشت دوباره به این عرصه با مسعود جعفری جوزانی بیشتر دیده شدید یا کیومرث پور احمد؟

باقربیگی: هم زمان با بازی در سریال "در چشم باد"، "پرانتز باز" هم کیومرث پور احمد به من پیشنهاد داد که به دلیل هم زمانی سریال مسعود جعفری جوزانی بیشتر دیده شد.

 

 چگونه برای سریال "در چشم باد" انتخاب شدید؟ از روند حضور در این سریال و بازی در آن برایمان بگویید؟

باقربیگی: به دلیل این که تولید سریال مسعود جعفری جوزانی گسترده بود و بخش مربوط به زمان جنگ را نوشته بودند وی دوست داشت که چون در کار از همه قومیت ها حضور دارند از یک اصفهانی هم استفاده کند، به ویژه که اصفهانی ها در دفاع مقدس نقش بزرگی ایفا کرده اند.

 

در متن سریال در چشم باد یک شخصیت جوان بود، یکی از دوستانم که مدیر گریم "در چشم باد" بود مرا برای این نقش به جعفری جوزانی پیشنهاد داد، دعوت شدم و جوزانی با من صحبت کرد، قرارداد بستیم و در این سریال بازی کردم. کار و تجربه بسیار خوبی برای من بود چون تیپ کارهای مسعود جعفری جوزانی مثل کارهای کیومرث پوراحمد است، دست من را باز گذاشته بود تا خودم به آن شکل دهم و آن گونه که خودم می دانم بازی کنم. مسعود جعفری جوزانی از خاطرات خود در اصفهان می گفت و این به شکل گرفتن نقش کمک کرد .

 

نقشی که پس از مدت ها و بعد از اثر محبوب قصه های مجید بازی کردید کوتاه بود، دلیل این انتخاب چه بود؟

باقربیگی: میزان این نقش کم نبود بلکه طولانی بود اما به من دیر خبر داده شد و مقطعی بود که درگیر کار اداره بودم. هرچه تلاش کردم که برنامه ریزی شود و سر فیلمبرداری بروم محقق نشد، زمانم محدود بود و چون باید حتما فیلمبرداری انجام می شد نتوانستم ادامه کار را بازی کنم و نقش نیمه کاره ضبط شد.

 

 بعد از سریال "در چشم باد" و "پرانتز باز" کیومرث پوراحمد مجددا پیشنهادی از سمت این دو کارگردان برای بازی داشتید؟

باقربیگی: بعد از این سریال تا امروز پیشنهادی از سمت مسعود جعفری جوزانی به من نشده است اما با کارگردانانی چون حسن فتحی، در سریال "در مسیر زاینده رود" که کار بسیار خوبی بود توانستم چیزهای زیادی یاد بگیرم و همچنین در سریالی با مرتضی آتش زمزم همکاری داشتم و در اصفهان نیز چند فیلم کار کردم.

 

 شما به عنوان بازیگر و کسی که در دوره ای مسئولیت حساسی را تجربه کرده اید وضعیت سینما را در این روها چگونه می بینید؟

باقربیگی: سینما در ۴ سال اخیر بهتر شده است اما تا قبل از آن در مسیر نابودی بود و دلیل آن هم این بود که شرایط زندگی و جامعه را سیاه، چرک و بد نشان می داد و واقعا باعث نا امیدی می شد، ولی در حال حاضر بهتر شده است و فیلم های بهتری از نظر تکنیکی و داستانی روی پرده رفته است.

 

 وضعیت بازیگری را در این روزها چگونه می بینید؟

باقربیگی: فکر می کنم وضعیت بازیگری آنچنان مساعد نباشد و بیکاری و کم کاری وجود دارد. تجمع امکانات و کارها در تهران و امکانات کم در شهرستان ها باعث شده است کسی که بخواهد در عرصه بازیگری پیشرفت کند باید در تهران ساکن باشد، قطعا اگر من هم در تهران زندگی می کردم بسیار بیشتر بازی می کردم و دیده می شدم اما اعتقادم این است که نمی شود همه به تهران بروند، یک نفر هم باید در شهر خود بماند و کار هنری انجام دهد. من هم به جهت علاقه به شهر خود نتوانستم به تهران بروم و در حال تلاش هستم تا ببینیم خدا چه تقدیری برایم رقم می زند.

 

 آیا شما هم موافق وجود رابطه در بازیگری هستید؟

باقربیگی: به طور قطع رابطه در این عرصه وجود دارد. یکی از بیماری های اساسی در هنر سینما این است که باید رابطه وجود داشته باشد و اگر رابطه نباشد کاری پیش نمی رود.

 

 هنر در اعتقادات شما چه جایگاهی دارد و فکر می کنید تا چه میزان می تواند در جامعه و زندگی مردم نقش ایفا کند؟

باقربیگی: همیشه گفته ام که هنر هفتم هنر جادویی است، سریع تر از همه کارها به نتیجه می رسد و اثر گذار است. اگر به سینما و تلویزیون اهمیت داده شود و از آدم هایی که واقعا دلسوز فرهنگ و هنر این مملکت هستند استفاده شود به طور قطع رو به پیشرفت حرکت خواهیم کرد.

 

 

 

 

 

  • 16
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش