پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۳
کد مقاله: ۱۴۰۱۰۴۰۰۹۸

تراژدی چیست؟ (+ تاریخچه)

تراژدی,معنی تراژدی,تراژدی یعنی چیتراژدی یکی از شکل های نمایش است که ریشه در مناسک مذهبی یونان باستان دارد
تراژدی به نوعی نوشته غم انگیز اطلاق میشود که غالباً بیانگر بدبختی ها، شکنجه های جسمی و روحی و خیانت است. به کشمکش میان خدایان و یا شاهان و شاهزادگان، تراژدی می گویند یا به بیانی دیگر، به کشمکش میان انسان های عادی در انواع مدرن تر، اطلاق میشود. در این مطلب از سرپوش با موضوع تراژدی بیشتر آشنا می شویم.

تراژدی

به یکی از شکل های نمایش که منشأ آن به مناسک مذهبی یونان باستان برمی گردد؛ تراژدی می گویند. تراژدی با نام های دیگری ازجمله غم نامه یا سوگرنجنامه یا سوگ نامه یا سوگ نوشت یا سوگ سرود شناخته میشود که تسپیسِ ایکاریایی به معرفی آن پرداخت و نام او برگرفته از« تروگوس» یعنی بز، و« اویدیا» یعنی سرود می باشد. در اینگونه از نمایش نامه، تم غالب، تقدیر و ناتوانی انسان در مقابل اراده ی خدایان و یا نیروهای خارج از کنترل او است. در تراژدی، میان خدا و یا شاهان و شاهزادگان، کشمکش است درحالیکه در کمدی این چنین نیست. در تراژدی کلاسیک، سرانجام قهرمان میمیرد یا پایان ناخوش‌آیند دیگری رخ می دهد.

تاریخچه تراژدی

مردم یونان، تراژدی را برای نخستین بار ، پس از حماسه سرایی و اشعار غنایی بوجود آوردند. اصولاً تراژدی، نشات گرفته از مراسم مذهبی دیونیسوس می باشد؛ بدین دلیل که در این مذهب، خدا رابگونه ای نیایش و پرستش می کردند که در اشعار غنایی، مطالب و شیوه های تازه و جالبی وارد می شد که از آنها می توان به ستایش و تهییج احساسات و تناوب در ناله ها و آوازهای سرورانگیز اشاره کرد.

هدف تراژدی

تراژدی از اعمال و رفتارهای انسانی تقلید میکند. به جنگ عقل و میل، تراژدی می گویند. هدف تراژدی از نظر ارسطو، کاتارسیس است. کاتارسیس در معنا به برانگیختن حس ترس و شفقت و پالایش و بیدار کردن عواطف انسانیت اطلاق میشود. واژه ی کاتارسیس به احساسات ما، حس سبک شدگی و تخلیه ی روانی را می بخشد.

قهرمان تراژدی,مشخصه های تراژدی,تراژدی و حماسهپایان تراژدی کلاسیک به مرگ قهرمان یا هر گونه پایان ناخوشایند دیگری ختم می شود

اگر بخاطر صحنه آرایی و آرایش نمایش، دچار ترس شوید؛ آن ترس، هیچ ارزشی ندارد بلکه ترس حاصل از ترکیب رویدادهای داستان، ارزش دارد که حتی درصورت عدم توانایی دیدن نمایش، با شنیدنش بترسد.

شفقت در زمانیکه دوستی قصد هلاک کردن دوست دیگری را داشته باشد؛ برانگیخته می شود. درصورت دوست نبودن دو طرف ، شفقت برانگیخته نمیشود.

آغاز نمایش های تراژدی

حکومت آتن در تاریخ ۵۴۴ ق. م، اقدام به برگزاری جشنواره نمایشی رسمی ای کرد که در آن نمایش نامه نویسان با هم رقابت می کردند تا جوایز را دریافت کنند. صرفا در هر روز ، نمایش در آتن برگزار نمیشد بلکه به دو روزِ تعطیلِ( جشن شراب گیری) و جشن دیونوسیای شهر یا دیونوسیای بزرگ، محدود می شد. موعد برگزاری جشن شراب گیری در ژانویه یا فوریه بود درحالیکه موعد برگزاری دیونوسیای شهر در مارس یا آوریل بود. طول دوره ی اجرای جشن دوم بمدت پنج یا شش روز بود و یک تراژدی نویس در هر صبحِ سه روزِ پایانیِ جشن، سه نمایش تراژدی و یک ساتیر را اجرا می کرد.

یک قاضی داور با مطالعه ی طرح نمایشنامه های فراوان، این سه نمایش نامه نویس را به دقت انتخاب میکرد و حکومت و شهروندان ثروتمند، هزینه اجرای آثار آنها را می پرداختند. حکومت از این شهروندان با پرداخت کمک مالی تجلیل می کرد. نمایش نامه نویس، پس از سرودن موسیقی برای آماده سازی”اجرا” نظارت می کرد و در برخی مواقع به ایفای نقشی می پرداخت. در زمان انتخاب سه شاعر در یک ماه، جایزه ای به هر کدام از آن ها اعطا می کردند. البته ارزشمندترین جایزه، جایزه ی اول( پول و یک تاج گل) بود درحالیکه جایزه ی سوم در برخی مواقع، هیچ افتخاری محسوب نمی شد.

قهرمان تراژدی

در زمان گذشته در بین اشراف و بزرگانی با ویژگی های اخلاقی و اجتماعی خاص، قهرمان تراژدی را انتخاب می کردند در حالی که در تراژدی های امروزی، فردی را انتخاب می کنند که از رده های پایین اجتماعی است و ویژگی های اخلاقی چشمگیری ندارد. درواقع چنین قهرمانی« نقطه ضعف تراژیک» دارد که منجر به یک اشتباهی که عامل سقوط و نزول اوست؛ می گردد و درنتیجه باعث مرگ قهرمان می شود.

موضوع تراژدی

تراژدی دارای موضوعاتی نظیر یونان، اساطیر یا سرگذشت پهلوانان، یا هر دو می باشد. خدایان و مردان بزرگ عصر پهلوانی، متشکل از شخصیت های عمدۀ نمایش ها هستند.

ساختمان تراژدی یونانی

به طور کلی، ساختمان تراژدی یونانی عبارتند از:

> پیش درآمد( که در تراژدی های کهن تر حذف می شد)، به مقدمه ای اطلاق میشود که به صورت تک گفتار در شرح نمایش نامه ارائه می شود؛

> هدف از راه، آواز مقدماتی گروه هم سرایان است؛

تراژدی یعنی چی,موضوع تراژدی,معنی تراژدیتراژدی‌نویسان یونان گاهی وحدت زمان و مکان را رعایت می‌کردند

> واقعۀ عَرَضی و دخیل( سه یا چهار رویداد)، به قسمت هایی می گویند که شخصیت های اصلی در آنها بخش هایی از طرح نمایش را ارائۀ میدهند؛

> مقام که به خواندن آن در هر واقعه عرضی و دخیل می پردازند و آواز گروه هم سرایان است؛

> به عمل انجام شده پس از مقام، مقطع می گویند.

تماشاخانه ها

با توجه به بزرگ بودن بعضی از تماشاخانه های یونانی، ظرفیت برخی از آن ها به شش هزار تماشاگر میرسد. عمارتی که در کنار تپه ساخته شده است؛ تماشاخانه ای در فضای باز بود که شکل ظاهری آن نیم دایره بود و هنرپیشهانی در انجا به ایفای نقش در حالت ایستاده می پرداختند و تماشاگرانی که بر روی پله ها می نشستند تا دامنه تپه بالا می رفتند. کاهن دیونوسوس در میان نخستین ردیف، یک تخت( کرسی) اختصاصی داشت که بعنوان اسباب نمایش در برخی از مواقع عمل می کرد. اسکنه یا ساختمان صحنه ای در پشت بازیگران قرار داشت که احتمالاً پیش از اجرا و در طول اجرا بعنوان اتاق رختکن، از آن استفاده میشد.

این ساختمان، یک قصر یا معبد را به تماشاگر بیننده ی هنرپیشهان، القاء میکرد و گاهی اوقات، قاب های متحرک با نقاشی های چشم انداز ( منظره اگر صحنه دیگری لازم بود) درصورت نیاز به صحنه های دیگر، در بین ستون ها جای می گرفت. این دیوار، کمک بسیاری به فراهم آوردن صوت قوی می کرد؛ چون اگر در پشت فرد صحبت کننده، یک حایل جامد و در مقابلش یک سطح سخت و صاف باشد و همچنین درصورت نشستن تماشاگر بر روی پله ها ، گفتگوها به خوبی منتشر می شود. ساختمان صحنه از طریق حایل کردن دیوار فراهم میشد، یک مکان صاف در اطراف قربانگاه برای رقص کورال فراهم میشد که سطح صاف مقابل بازیگران را آماده میکرد و جایگاه های روی تپه، سومین بخش کار را انجام می دادند که باعث بهبود وضعیت صداها میشد.

وسایل صحنه تراژدی

لباسهای تراژدی، رنگارنگ بودند و هنرپیشهان احتمالاً کفشهایی می پوشیدند که تخت آن ها ضخیم بود و باعث بلندتر نشان دادن قدشان میشد، احتمالا در قرن پنجم ق. م پس از نمایش نامه های برجسته ”اشیل”، ”سوفوکل” و ”اوری پید” از این چکمه های مخصوص استفاده میشد. از وسایل صحنه می توان به ”ماشین” و ”اکی کلما” اشاره کرد که اولی بازیگر نقش خدا را با استفاده از یک جرثقیل یا بالاکش، معلق نگه می داشت؛ بدین دلیل که خدا برای سامان بخشیدن به داستان یا حل و فصل آن در برخی مواقع، داخل می شد و ”اکی کلما” نوعی سکوی چرخ دار بوده که به بیرون از ساختمان هل داده می شد تا به تماشاگر بفهمانند که صحنه ی در حال اجرا در داخل ساختمان باید بعنوان صحنه ای در حال وقوع فرض شود.

موضوع تراژدی,معنی تراژدی,تفاوت تراژدی سنتی با داستانموضوع تراژدی یونان، اساطیر یا سرگذشت پهلوانان، یا هر دو است

تراژدی و فلسفه

تراژدی در فرهنگ غرب به گونه ای اهمیت دارد که موجب جلب توجه فیلسوفان بزرگی به خود شده است که از آن ها می توان به برک، مارتین هایدگر، افلاطون، هگل، دیوید هیوم، نیچه، ارسطو، سنکا، آرتور شوپنهاوئر، سارتر و کامو اشاره کرد و علاوه‌براین منتقدین و زیبایی شناسان برجسته ای را به خود جلب کرده که شامل هوراس، گوته، کاستلووترو، گئورگ لوکاچ و … است. تراژدی به باور افلاطون به روایتی تقلیدی اطلاق میشود اما از نظر ارسطو، نوعی تقلید عملی جدی و کامل به صورت نمایشی است و درواقع تغییرات ناگهانی که باعث ایجاد موقعیتی ناگوار می شود را دربر می گیرد و دو احساسِ ترحم و ترس را در تماشاگران بوجود می آورد.

امر تراژیک از نظر آیسخولوس بعنوان هسته و جوهر اصلی تراژدی میباشد و باعث میشود که قهرمان تراژیک بتواند تراژیک را بشناسد؛« پاثین ماثین» یعنی« رنج بردن برای آموختن». معنای« امر تراژیک» در نگرش فلسفی، شامل محدودیت، فرجام ناگوار زجر و رنج قهرمان، دستیابی قهرمان به شناخت رنج آور ، احساس ناگوار و فقدان است. هرچند خدایان در جهان شناسی یونان باستان به عنوان قانون هستی شناخته می شوند و تسلطش بر انسان و زندگی اوست اما تراژدی که به دو صورت کنشی و واکنشی رقم می خورد؛ عرصه تقابل خواستِ قهرمان تراژیک با خواست خدایان است.

موقعیت تراژیک

به موقعیتی که دو فرد، یا فرد و نظام سیاسی، یا فرد و تقدیر، یا فرد و خدا( یا خدایان) با یکدیگر در تصادم قرار می گیرند؛ موقعیت تراژیک می گویند. قهرمان تراژیک نماینده ی فردانیت انسانی بود و فرد مقابل او نماینده ی قدرت نامتناهی( جمع یا جامعه یا قدرت سیاسی یا خدا) است. فرد در زمان قرار گرفتن در موقعیت تراژیک، از انتخابی که باید بهای آن را با تمام وجود بپردازد؛ ناگزیر می شود. قهرمان تراژیک با گفتن« نهِ مقدس» موجب مرگ تراژیک می شود.

تفاوت تراژدی سنتی با داستان

تراژدی سنتی، از این نظر با داستان تفاوت دارد که تراژدی دارای جنبۀ نمایشی میباشد درحالیکه داستان، روایی است؛ اما باتوجه به اینکه تراژدی های امروزی جنبه ی نمایشی ندارند و میتوان برخی داستان ها را نمایشی کرد. همچنین شباهت هایی بین داستان و تراژدی وجود دارد.

تراژدی و ادبیات فارسی

تراژدی در ادبیات فارسی، گونه ای مستقل نیست. تراژدی در ایران، در زمان گذشته محبوب نبود؛ ازاین رو مترجمان عربی و فارسی از اصطلاح تراگودیا در آثار ارسطو درک درستی نداشتند.

تفاوت تراژدی سنتی با داستان,تراژدی,تاریخچه تراژدیتراژدی تقلید اعمال و رفتارهای انسانی‌ است

گردآوری: بخش هنر و سینما سرپوش

  • 17
  • 1
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

زندگینامه امامزاده صالح

باورها و اعتقادات مذهبی، نقشی پررنگ در شکل گیری فرهنگ و هویت ایرانیان داشته است. احترام به سادات و نوادگان پیامبر اکرم (ص) از جمله این باورهاست. از این رو، در طول تاریخ ایران، امامزادگان همواره به عنوان واسطه های فیض الهی و امامان معصوم (ع) مورد توجه مردم قرار داشته اند. آرامگاه این بزرگواران، به اماکن زیارتی تبدیل شده و مردم برای طلب حاجت، شفا و دفع بلا به آنها توسل می جویند.

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
فردریش نیچه نگاهی ژرف به زندگینامه و اندیشه‌های فردریش نیچه

تاریخ تولد: ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴

محل تولد: روکن، آلمان

حرفه: فیلسوف و منتقد فرهنگی

درگذشت: ۱۹۰۰ میلادی

مکتب: فردگرایی، اگزیستانسیالیسم، پسانوگرایی، پساساختارگرایی، فلسفه قاره‌ای

ادامه
هدیه بازوند بیوگرافی هدیه بازوند؛ بازیگر کرد سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: ۲۷ مرداد ۱۳۶۶

محل تولد: بندرعباس، ایران

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر

آغاز فعالیت: ۱۳۹۶ تاکنون

تحصیلات: فارغ التحصیل لیسانس رشته مهندسی معماری

ادامه
سانجیو باجاج بیوگرافی سانجیو باجاج میلیارد و کارآفرین موفق هندی

تاریخ تولد: ۲ نوامبر ۱۹۶۹

محل تولد: هندی

ملیت: هندی

حرفه: تاجر، سرمایه گذار و میلیارد 

تحصیلات: دکتری مدیریت از دانشگاه هاروارد

ادامه
محمد مهدی احمدی بیوگرافی محمدمهدی احمدی، داماد محسن رضایی

تاریخ تولد: دهه ۱۳۶۰

محل تولد: تهران

حرفه: مدیرعامل بانک شهر

مدرک تحصیلی: دکترای اقتصاد واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران، کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه تهران، کارشناسی اقتصاد بازرگانی دانشگاه شهید بهشتی

نسبت خانوادگی: داماد محسن رضایی، برادر عروس قالیباف، برادر داماد رحمانی فضلی

ادامه
علی عسکری بیوگرافی علی عسکری سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۳۳۷

محل تولد: دهق، اصفهان

حرفه: سیاستمدار، نظامی، مدیر ارشد اجرایی، مدیر عامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس

آغاز فعالیت: ۱۳۶۲ تاکنون

تحصیلات: کارشناسی مهندسی برق - الکترونیک، کارشناسی ارشد مدیریت، دکتری مهندسی صنایع - سیستم و بهره‌وری

ادامه
ندا قاسمی بیوگرافی ندا قاسمی؛ بازیگر تازه کار و خوش چهره تلویزیون ایران

چکیده بیوگرافی ندا قاسمی

نام کامل: ندا قاسمی

تاریخ تولد: ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

محل تولد: کرمانشاه

حرفه: بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، مجری و صداپیشه

آغاز فعالیت: ۱۳۸۶ تاکنون

تحصیلات: دکترای شیمی آلی

ادامه
غلامعلی حداد عادل بیوگرافی غلامعلی حداد عادل؛ سیاستمدار ایرانی

تاریخ تولد: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۲۴

محل تولد: تهران

حرفه: سیاستمدار ایرانی، عضور مجمع تشخیص مصلحت نظام، دانشیار بازنشسته دانشگاه، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی

آغاز فعالیت: ۱۳۵۷ تاکنون

حزب سیاسی: اصولگرا

تحصیلات: لیسانس و فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه تهران و شیراز (پهلوی قدیم)، دکتری فلسفه از دانشگاه تهران

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش