پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵
۱۲:۱۰ - ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۱۲۰۲۸۴۷
فیلم و سینمای ایران

روایت ورایتی از درساژ

فیلم درساژ,اخبار فیلم و سینما,خبرهای فیلم و سینما,سینمای ایران
ورایتی به بهانه‌ی نمایش فیلم درساژ در جشنواره‌ی فیلم «برلین» در نوشتاری درباره‌ای این فیلم ایرانی نوشت.

به گزارش ایسنا، در این یادداشت آمده است: «درام جوانانه‌ی؛ درساژ؛ که یک داستانی اخلاقی برای عصری جدید است، پیامدهای رشد شکاف اجتماعی در جامعه معاصر ایران را با قدرت ترسیم می‌کند و طبقات متوسط و فرادستی را محکوم می‌کند که هسته اخلاقی خود را از دست داده‌اند.

 

نخستین فیلم بلند داستانی پویا بادکوبه درباره نوجوانی منزوی از طبقه متوسط است. او بعد از آن که به همراه گروهی از همسالان ثروتمند و سبک سرش به خاطر هیجان مرتکب جرمی می‌شود، از آن‌ها جدا می‌شود. این نگاه برانگیزاننده به قدرت، پول، تزویر و شکاف میان نسل‌ها که به نظر الهام گرفته از آثار محمد رسول‌اف است در نهایت تقدیر ویژه هیئت داوران بخش بالای ۱۴ سال نسل جشنواره برلین ۲۰۱۸ را از آن فیلم کرد.

 

داستان فیلم در مهرشهر، حومه سرسبز کرج، اتفاق می‌افتد. در این منطقه که حدود ۴۰ کیلومتر از تهران فاصله دارد، ویلاهای خصوصی پرتجمل در کنار بلوک‌های آپارتمانی طبقات با درآمد متوسط جامعه قرار دارند. گلسای جذاب، لجباز و نه چندان دوست داشتنی (نگار مقدم که شبیه به گلشیفته فراهانی جوان است) تنها فرزند کارمندانی از طبقه متوسط (علی مصفا و شبنم مقدم) است، که می‌خواهند به دخترشان امکاناتی بیشتر از آنچه خودشان داشته‌اند بدهند. امکاناتی نظیر شانس اسب سواری در یک اصطبل محلی.

 

گرچه والدین گلسا معتقدند که بهترین‌ها را برای دخترشان می‌خواهند اما این خانواده کوچک به ندرت رابطه نزدیک و متقابلی با هم دارند. شام‌های خانوادگی کارهای روزمره‌ای هستند که در سکوت سپری می‌شوند و به دنبالشان وقت نشستن مقابل تلویزیون است. گلسا آن قدر از این زندگی سترون فلاصله دارد که همیشه در حالی نشان داده می‌شود که هدفن زده و به موسیقی گوش می‌دهد و به موبایلش که از وسایل ضروری نوجوانان امروز است متصل است. او بدون آنکه والدینش دوستانش را بشناسند یا بدانند او به کجا می‌رود، می‌آید و می‌رود.

 

گلسا هر وقت بتواند از خانه بیرون می‌زند و با گروهی از همسالان نازپروده و مرفه خود می‌گردد، افرادی که نسبت به سابقه خانوادگی او نگاهی از بالا به پایین دارند. یک شب این نوجوانان از سرملال از خواربارفروشی کوچکی دزدی می‌کنند و در این اقدام کارگر افغان مغازه (لطفالله سیفی) زخمی می‌شود. آنان فراموش می‌کنند فیلم دوربین مداربسته فروشگاه را که می‌تواند باعث گیر افتادنشان شود بردارند. افراد گروه –به خصوص امیر (یسنا میرطهماسب) پسر قلدر یکی از ثروتمندان شهر-گلسا را مجبور به برگشتن به مغازه و برداشتن فیلم می‌کنند.

 

گلسا که از یک سو غرورش به خاطر نحوه برخورد دوستانش و پشت کردن آن‌ها جریحه‌دار شده و از سوی دیگر در حال آگاه شدن نسبت به وضعیت اطرافش است، فیلم دوربین را در اصطبل اسب‌های درساژ مخفی می‌کند. امتناع او از نابود کردن فیلم و یا دادنش به اعضای گروه، به افزایش تنش میان آنان و همچنین میان گلسا و خانواده‌اش می‌انجامد.

 

فیلمنامه‌ی فیلم که توسط حامد رجبی نوشته شده است (نخستین فیلم داستانی بلند او با نام؛ پریدن از ارتفاع کم؛ در سال ۲۰۱۵ در جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد) از دل سنت داستان‌های اخلاقی سینمایی که پس از انقلاب اسلامی در ایران به راه افتاد بیرون آمده است، در عین حال که در مقابل این سنت نیز قرار دارد. گلسا بیش از آن که همدلی برانگیز باشد ضد قهرمان است. او نیز مانند بکی شارپ، شخصیت ساخته شده توسط ویلیام تکری، مانند بیگانه‌ای عمل می‌کند که ارزش‌های سطحی و مادی گریانه‌ی دوستان، والدین آن‌ها و پدر و مادر خودش را برملا می‌سازد. اما در غیاب دوست یا خانواده‌ای که بتواند با آن‌ها مسائل غامض اخلاقیش را مطرح کند، این شخصیت خود رأی مرتکب اشتباهات بسیاری می‌شود که به زندگی افراد زیادی صدمه می‌زند.

 

بادکوبه، کارگردان فیلم بدون ترس از ترسیم کردن شخصیت‌های دوست نداشتنی، انرژی خستگی ناپذیر و عبوس گلسا را مهار می‌کند تا فیلم را متقاعدکننده و قدرتمند نگه دارد. گلسا تقریبا همیشه در حال حرکت است، نه تنها به این خاطر که پولی برای سوار تاکسی شدن ندارد و بدون امیر کسی را ندارد تا او را به اصطبل –تنها محلی که در آن احساس شادی و آسایش دارد-برساند. کارگردان با همکاری فیلمبرداری بی‌نظیر، اشکان اشکانی، از صحنه‌های متعدد شب استفاده کرده تا فضای سرکوبگرانه‌ای که شخصیت‌هایش در آن به سر می‌ّرند را برجسته سازد.»

 

فیلم سینمایی "درساژ" ساخته پویا بادکوبه، به تهیه‌کنندگی سمیرا برادری و روح‌الله برادری در بخش نسل شصت و هشتمین جشنواره فیلم برلین از سوی هیأت داوران بخش بین‌الملل مورد تقدیر قرار گرفت.

 

در این فیلم علی مصفا، شبنم مقدمی، هوشنگ توکلی، علیرضا ثانی‌فر، علیرضا آقاخانی، سیامک ادیب، جلال فاطمی، لویی سیفی، یسنا میرطهماسب، باسط رضایی، به‌آفرید غفاریان، شایان فصیح‌زاده، رامبد مطلبی و با معرفی نگار مقدم به ایفای نقش می‌پردازند.

 

 

  • 11
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش