یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
۲۰:۳۹ - ۰۹ تير ۱۳۹۶ کد خبر: ۹۶۰۴۰۱۹۹۵
موسیقی

دغدغه‌های جدی نوازندگان ارکسترها و گروه‌های موسیقی

اخبار هنرمندان,خبرهای هنرمندان,موسیقی,نوازندگان ارکستره
وضعیت نوازندگان در ایران چندان مناسب نیست و آن‌ها با دغدغه‌های متعددی مواجه هستند که روی کارشان تأثیر جدی می‌گذارد.

به گزارش هنرآنلاین، نوازندگی یکی از تخصص‌های جدی در موسیقی است که معمولاً نوازندگان آن را به چشم یک شغل نمی‌بینند، اما وقتی احساس کنند باید اکثر وقت‌شان را صرف نوازندگی کنند تا بیشتر لذت ببرند و حرفه‌ای‌تر شوند، این تخصص ناخودآگاه به شغل افراد تبدیل می‌شود. از آن به بعد است که کم کم دغدغه‌هایی بر سر راه نوازندگان قرار می‌گیرد که زندگی حرفه‌ای‌شان را دچار چالش می‌کند. این دغدغه‌ها که می‌تواند شامل دغدغه‌های مالی، نبود امنیت شغلی و تا حدودی از بین رفتن قدرت انتخاب باشد، در درازمدت روی روحیه و انگیزه نوازندگان هم تأثیر می‌گذارد.

 

در کشور ما در حالی میزان دستمزد نوازندگان به نسبت درآمد خوانندگان کشور ناچیز است که قائدتاً نوازندگی یک امر تخصصی‌تری از خوانندگی است و حتماً به دانش موسیقایی و گذراندن دوره‌های آکادمیک احتیاج دارد. گرچه در دنیای مدرن حتی خوانندگان هم لازم است دوره‌های مختلف خوانندگی را بگذرانند و صدای شیوا و رسای ذاتی خود را پرورش بدهند اما در حال حاضر چنین اتفاقی خیلی کمتر در ایران می‌افتد. در ایران معمولاً خوانندگان به طور تجربی خواننده می‌شوند و حتی بعد از آن‌که به شهرت می‌رسند هم به کلاس‌های ویژه آواز و پرورش صدا نمی‌روند و به تجربیات و مهارت‌های ذاتی خود اکتفا می‌کنند.

 

شرایط نوازندگی با خوانندگی کاملاً متفاوت است. در دنیای موسیقی درصد کمی از نوازندگان وجود دارند که به صورت خودآموز و بدون نیاز به استاد، مهارت کافی برای نواختن یک ساز را به دست آورده‌اند. به همین خاطر است که در موسیقی، نوازندگی از خوانندگی و حتی از آهنگسازی و تنظیم موسیقی هم امری تخصصی‌تر است. تبدیل شدن به یک نوازنده حرفه‌ای، مستلزم تلاش و صرف هزینه بسیار است. اکثر نوازندگان موسیقی یک یا دو دهه از عمرشان را صرف یادگیری یک ساز می‌کنند و بعد از آن تازه وارد دنیای حرفه‌ای موسیقی می‌شوند؛ در حالی‌که یک فرد خوش صدا در کوتاه‌ترین زمان ممکن می‌تواند خود را به عنوان یک خواننده معرفی کند. در میان نوازندگان حتی افرادی وجود دارد که با پشتکار تحسین‌ برانگیزی که دارند، حتی بعد از حرفه‌ای شدن هم به آموزش نزد اساتید برجسته‌تر ادامه می‌دهند تا به در نوازندگی به اغناء برسند.

 

نوازندگان معمولاً در دوره‌های مختلف نزد چند استاد آموزش می‌بینند و تا زمانی‌ که اساتیدشان تأیید نکنند، مهارت خود را عرضه نمی‌کنند. آن‌ها سختی‌های زیادی را به جان می‌خرند تا به جایگاهی برسند که بتوانند خودی نشان دهند و عرض اندام کنند اما در نهایت به خاطر خواننده‌سالاری و توجه بیشتر به خواننده‌ها در ایران، نوازندگان از منافع کمتری برخوردار می‌شوند و دستمزدشان به نسبت زحمتی که می‌کشند بسیار اندک است. آن‌ها حتی اگر دستمزد کافی هم بگیرند، باز هم به حق‌شان نمی‌رسند چون در ایران این خواننده است که در معرض توجه است؛ نه نوازنده، شاعر یا آهنگساز.

 

نوازندگان موسیقی در ایران معمولاً به سه شکل مختلف فعالیت می‌کنند. عده‌ای عضو ارکسترهای دولتی یا خصوصی کشور هستند و به عنوان نوازنده ثابت با ارکسترهایی چون ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر ملی ایران، ارکستر مجلسی ایران، ارکستر فیلارمونیک ایران و... همکاری می‌کنند. این نوازندگان معمولاً دستمزد مناسبی از این ارکسترها نمی‌گیرند. ارکسترهای دولتی به طور ماهیانه یک حقوق حداقلی به نوازندگان خود می‌دهند اما تقریباً مشکل بیمه نوازندگان را حل می‌کنند؛ در حالی‌که در ارکسترهای بخش خصوصی، وضعیت هر ارکستر با ارکستر دیگر متفاوت است. با این حال در ارکسترهای خصوصی هم حقوق نوازنده آن‌ طوری نیست که کفاف هزینه‌های زندگی هنری و زندگی شخصی‌اش را بدهد. به خصوص آن‌که در ارکسترهای خصوصی وضعیت بیمه و سایر مزایای کاری نوازندگان هم مشخص نیست.

دسته دوم نوازندگانی هستند که با گروه‌های موسیقی پاپ یا سنتی کار می‌کنند. این افراد به علت آن‌که موسیقی‌های سنتی و پاپ فروش بیشتری دارند و اجراهای متعددی هم روی صحنه می‌روند، درآمد بهتری کسب می‌کنند اما مطمئناً به روی صحنه رفتن یک نوازنده صرفاً با ارکستر یک خواننده سنتی هم نمی‌تواند درآمد قابل توجهی برای او به همراه داشته باشد؛ بنابراین آن نوازنده مجبور است که با گروه‌های مختلف و متعددی همکاری کند که عده‌ای مخالف این موضوع هستند. منتقدین این دسته از نوازندگان اعتقاد دارند که یک نوازنده باید وقت خود را تمام و کمال صرف یک گروه کند تا از فضای موسیقی گروه خارج نشود اما باید قبول کرد که در ایران معنای گروه همچنان به آن شکلی که در سطح دنیا رایج هست، جا نیفتاده. در ایران یک گروه موسیقی نمی‌تواند چنان درآمدزایی کند که همه عوامل گروه به حد کافی از درآمد کسب شده بهره‌مند شوند؛ بنابراین یک نوازنده در ایران به ناچار با گروه‌های مختلف به روی صحنه می‌رود.

 

در نهایت یک دسته دیگر از نوازندگان موسیقی هستند که بیشتر در موسیقی‌های استودیویی ساز می‌نوازند و ضبط می‌کنند. در انجام این کار هم یک عده از نوازندگان، به خصوص نوازندگان سازهای کلاسیک، با نقدهای مختلفی روبرو می‌شوند چون خیلی‌ها بر این باور هستند که نوازندگان ارکسترهای موسیقی نباید در آثار خوانندگان پاپ ویولن، ویولنسل، ترومپت، کلارینت و یا هر ساز دیگری بنوازند. البته این اعتقاد درست است چون هر سبک از موسیقی، نوازنده خودش را می‌طبد. در واقع اگر حتی در موسیقی پاپ هم از سازهای کلاسیک استفاده شود، بهتر است که یک عده سازی چون ویولن را مناسب موسیقی پاپ آموزش ببینند و بنوازند اما چون در ایران کمتر این اتفاق می‌افتد، معمولاً نوازندگانی که در استودیوها می‌نوازند، به لحاظ مالی وضعیت بهتری دارند چون می‌توانند از خواننده‌های پر درآمد موسیقی پاپ، دستمزدهای بهتری برای ضبط یک قطعه بگیرند.

 

به غیر از دستمزدهای نسنجیده و بی ملاک و معیار، مشکل عمده دیگری که نوازندگان دارند، قیمت گران سازها است. یک نوازنده برای آن‌که اجرایش صدای خوب بدهد، به یک ساز درست و درمان احتیاج دارد که قیمت بعضی از سازها واقعاً عجیب و باور نکردنی است. شاید برخی از سازهای موسیقی را بتوان با قیمت ۳ تا ۵ میلیون تومان خریداری کرد اما قیمت برخی از سازها به خصوص سازهای کلاسیک، شاید حتی به ۴۰ میلیون تومان هم برسد. در چنین وضعیتی یک نوازنده با حقوق ماهانه ۱ میلیون و نیم و یا نهایتاً دو میلیون تومان، چطور می‌تواند همچین سازی خریداری کند؟ در دنیا مرسوم است که سازهای قابل حمل نوازندگان را خود ارکسترها تهیه‌ می‌کنند اما در ایران نه چنین اتفاقی می‌افتد و نه نوازنده‌ها آنقدری درآمد دارند که بتوانند یک ساز مناسب تهیه کنند. در نتیجه خیلی از سازهای موجود، سازهای فرسوده و قدیمی هستند که صدای مناسب نمی‌دهند و بعضاً هم حتی باعث می‌شوند که گوش مخاطب اذیت شود. تأثیر کیفیت ساز همچون تأثیر کیفیت ضبط یک اثر قابل توجه و با اهمیت است.

 

نداشتن امنیت شغلی یکی از دغدغه‌های جدی نوازندگان است. در حال حاضر ده‌ها نوازنده در ارکسترهای موسیقی کلاسیک در کشور فعال هستند و گروه‌های موسیقی پاپ و سنتی هم نوازندگان متعددی را به کار می‌گیرند. هر گونه لغزشی از سوی این ارکسترها و گروه‌ها ممکن است که چند نوازنده را بیکار کند. برای مثال یک وقفه و تعطیلی در ارکسترهای دولتی یا خصوصی باعث بیکار شدن ۵۰-۶۰ نوازنده سازهای کلاسیک می‌شود. این نوازندگان برای آن‌که بعد از تعطیلی ارکستر دوباره سر کار بروند، به فرصت‌های چند ماهه و یا حتی چند ساله نیاز دارند و ممکن است که در این برهه زمانی چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ روحی ضربه بخورند. در این بین هیچکس نیست که آینده شغلی نوازندگان موسیقی را تضمین کند.

 

مشکل دیگر نوازنده‌های موسیقی این است که جز عده‌ای قلیل که آلبوم بی کلام می‌دهند و کنسرت موسیقی برگزار می‌کنند، تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران با بقیه نوازنده‌ها هیچ قراردادی نمی‌بندند. در واقع نوازنده‌ها در اکثر مواقع چشم‌شان به فعالیت یک نفر دیگر است و باید منتظر بمانند که یک گروهی تشکیل شود و یا یک خواننده آن‌ها را دعوت به همکاری کند. تعداد نوازندگانی که اجراهای بی کلام می‌گذارند شاید به اندازه انگشتان دو دست باشد. البته خیلی‌ها این کار را انجام می‌دهند اما چون فروش کافی ندارند، دیگر چنین تجربه‌هایی را تکرار نمی‌کنند و معمولاً باز هم با گروه‌ها و خوانندگان مختلف به روی صحنه می‌روند. شاید اگر موقعیت برگزاری کنسرت‌های بی کلام بیشتری وجود داشت و هر نوازنده خودش می‌توانست با یک تهیه‌کننده یا سرمایه‌گذار قرارداد ببندد، اکنون وضعیت نوازندگان خیلی بهتر از این‌ها بود.

 

جامعه موسیقی در قبال نوازندگان وظیفه سنگینی دارد. کنترل نکردن فضای موجود و رسیدگی نکردن به وضعیت نوازنده‌ها باعث می‌شود که گاهاً خیلی از استعدادهای نوازندگی به جای فعالیت کردن در سبک و فرم خاص خودشان، در موسیقی‌های سخیف نوازندگی کنند و ساز و هنرشان را برای کارهایی که دوست ندارند عرضه کنند. البته خیلی از موزیسین‌ها در شرایط نچندان مطلوب فعلی هم تن به اجراهایی که دوست ندارند نداده‌اند اما مگر یک هنرمند تا چه زمانی می‌تواند بدون درآمد مناسب زندگی کند؟ در این شرایط اگر نوازنده‌ای از موسیقی مورد علاقه‌اش فاصله بگیرد و در آثار ضعیف بنوازند هم نمی‌توان به او خرده‌ای گرفت. البته این اتفاق اصلاً  اتفاق خوبی برای موسیقی و برای خود آن نوازنده نیست ولی مقصرش را هم نمی‌توان آن نوازنده دانست.

 

تا کنون برخی از فعالان و کارشناسان موسیقی‌های کلاسیک و راک به برخی از نوازندگان این سبک‌ها خرده گرفته‌اند که چرا در موسیقی‌هایی که ارزش محتوایی و فنی خاصی ندارند نوازندگی می‌کنند؟ به این پرسش نمی‌شود پاسخ قاطعی داد، اما شاید بعضی از نوازندگان جز این کار چاره‌ای ندارند. آن‌ها پاسوز وضعیت نامطلوب صنعت موسیقی کشور می‌شوند که در آن ممکن است یک خواننده در یک شب ۵۰ میلیون تومان کسب درآمد کند اما یک نوازنده حرفه‌ای که عمرش را صرف یاد گرفتن یک ساز جدی کرده، برای یک اجرا کمتر از یک میلیون تومان و بعضاً حتی کمتر از ۳۰۰ هزار تومان بگیرد. در همین شرایط هم خیلی‌ وقت‌ها منت خواننده‌ها روی سرشان است که این منت‌ها شایسته کسانی نیست که سال‌ها پای یک یادگیری یک ساز زحمت کشیده‌اند.

 

به طور کلی وضعیت نوازندگان در موسیقی ایران چندان خوشایند نیست. نوازندگان به دنبال شرایطی هستند که خودشان بتوانند در مورد کارشان تصمیم بگیرند و آن‌چه دوست دارند را اجرا کنند. خیلی‌ها شاید اصلاً به نواختن در استودیو اعتقادی نداشته باشند اما به خاطر مشکلات مالی تن به این وضعیت می‌دهند. متأسفانه شرایط موجود باعث شده که الآن عده‌ای از نوازندگان برجسته هم از قدرت تصمیم‌گیری در خصوص کارشان برخوردار نباشند و گاهاً وصله ناجور یک سری از موسیقی‌هایی شوند که ربطی به‌ کاراکتر آن‌ها ندارد. البته ممکن است که بخش اندکی از نوازندگان به خاطر جایگاه ویژه‌ای که پیدا کرده‌اند، چنین اتفاقاتی را تجربه نکرده‌ باشند اما دغدغه‌هایی که ذکر شد، معمولاً در خصوص عامه نوازندگان وجود دارد. قطعاً اگر وضعیت نوازندگان طوری بود که آن‌ها می‌توانستند کارهایی که دوست دارند را انجام بدهند، موسیقی کشور بیشترین سهم را از حضور پویای نوازندگان مستعد کشور می‌برد اما متأسفانه فعلاً خبری از این شرایط ایده‌آل نیست.

 

 

 

 

  • 16
  • 2
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش