جمعه ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
۰۹:۵۲ - ۰۲ دي ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۱۰۰۰۳۶۱
رادیو و تلویزیون

نمک سریال های لاکچری‌ روی زخم مشکلات مردم

سریال های لاکچری‌,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
ایجاد حسرت و حس ناکامی در جامعه به خصوص در میان قشر جوان با نشان‌دادن خانه‌های لوکس، خودروهای میلیاردی و عروسی های آنچنانی در سریال های «مانکن»، «دل» و «کرگدن» 

بارزترین نقطه مشترک سریال‌هایی که این روزها از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود، زندگی‌ لاکچری خانواده‌هایی است که با سبک‌زندگی مردم عادی جامعه، فاصله زیادی دارد. فرقی هم نمی‌کند که بیننده سریال «دل» باشید یا «مانکن». حتی «کرگدن» هم هرچند کمتر اما از نشان دادن چنین سکانس‌هایی‌ پرهیز نکرده است. البته که این ماجرا مربوط به امروز نیست و بیننده‌های سریال‌های «رقص روی شیشه»، «عاشقانه»، «نهنگ‌آبی» و «ممنوعه» که در چند سال اخیر پخش شدند، این مورد را تجربه کرده‌اند. خانه‌های ویلایی، خودروهای گران، آرایش‌های اغراق شده، لباس‌ها و زیورآلات مجلل و ... از عناصر ثابت این سریال‌هاست که حتی تصور داشتن چنین زندگی برای مخاطب عام، ناممکن است.

در پرونده امروز، علاوه بر نگاهی به ‌زندگی لاکچری در این فیلم‌ها، به چند سوال مهم از منظر روان‌شناسی هم پاسخ خواهیم داد: تماشای سریال‌های لاکچری که مانند نمکی روی زخم مشکلات مردم در شرایط فعلی است، چه تاثیری بر روان‌مان دارد؟ آن‌ها را ببینیم یا نه؟ حسرت خوردن و ایجاد حس ناکامی در جامعه به خصوص در جوانان بعد از تماشای این فیلم‌ها، چرا و چطور باید مدیریت شود؟ و ... .

سریال من لاکچری‌تر است!

انگار در بین تهیه‌کنندگان سریال‌های مانکن، دل و تا حدودی کرگدن رقابتی برای نشان دادن زندگی‌های اشرافی شکل گرفته است

سریال «دل» که به تازگی راهی شبکه نمایش خانگی شده است، در ۷۲ ساعت ابتدایی انتشار در نمایش خانگی، رکورد تماشای آنلاین را شکست و با ثبت ۱۳ میلیون و ۴۴۰ هزار دقیقه توانست به پر مخاطب‌ترین سریال شبکه‌نمایش خانگی در سه روز اول انتشار تبدیل شود. سریال مانکن در این رده‌بندی، سوم است. در سریال «دل» مخارج یک عروسی ۸۵۰ میلیون تومان نشان داده می شود. در ادامه به چند نمونه از به تصویر کشیدن چنین موضوعاتی در این سریال ها می پردازیم. 

مانکن| لاکچری بازی در حد تیم‌ملی!

شاید بتوان ادعا کرد این سریال، مرزهای لاکچری‌بازی در سریال‌های ایرانی را جابه‌جا کرده است. از همان قسمت‌های ابتدایی با زنی به نام کتایون همراه شدیم که استخر روباز خانه‌اش، نشان دهنده ثروت هنگفت او بود! او ریاست یک مجموعه بزرگ مد و لباس را برعهده دارد، مدل تربیت و به‌صورت غیرقانونی به کشور‌های دیگر صادر می‌کند. به‌ لحاظ ظاهری هم پوششی متفاوت از مردم عادی دارد. او و دوستش افسون، لباس‌های گران‌قیمت می‌پوشند و در همه ساعات روز، آرایش‌های آنچنانی دارند. در خور ذکر است خودروی کتایون در این سریال، یک مرسدس بنز S۵۰۰ است که حدود یک و نیم میلیارد تومان قیمت دارد. بعد از گذشت چند قسمت هم با فردی به نام اخگر آشنا شدیم که ثروتش در کنار داشتن قدرت، باعث شده بود هیچ چیزی برایش نشدنی نباشد!

 

کرگدن| زنی که جزیره خصوصی دارد!

هرچند بعد از تماشای هفت قسمت از این سریال، هنوز گره‌های زیادی درباره داستان آن وجود دارد اما با زنی به نام «ونوشه» روبه‌رو می‌شویم که مدیرعامل یک شرکت تبلیغاتی است و ثروت فراوانی دارد! او در کنار داشتن خانه آن چنانی و خودروی لوکس و ... حتی در یکی از قسمت‌ها برای قرار گذاشتن با یک فرد، او را با قایق شخصی به جایی شبیه جزیره شخصی‌اش دعوت می‌کند که مهمان توسط قایق بعد از مسیری تقریبا طولانی به آن‌جا می‌رسد. گیسو، دختر دیگری در این فیلم است که مادر بسیار پولداری دارد، او هر روز با معلم خصوصی ورزش‌اش تمرین می‌کند و اتاق خصوصی‌اش شبیه یک سوئیت است. جالب‌تر این‌که مدل ماشین گیسو یک تویوتا FJ کروز لوکس است که قیمتش بین ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان است.

 

دل| خرج کردن یک میلیارد در یک شب!

دل، یک ملودرام است که در آن آرش با بازی حامد بهداد و رستا با نقش آفرینی ساره بیات، یکدیگر را دوست ‌دارند و پس از فراز و نشیب فراوان به روز عروسی خود می‌رسند اما ناگهان عروس، گم می‌شود! نشان دادن خانه ای فوق لاکچری که قرار است آرش و رستا در آن زندگی مشترک شان را شروع کنند، از همان قسمت ابتدایی نشان داد این سریال هم در نمایش زندگی اشرافی، مسیر مانکن را خواهد رفت. مسیر طولانی که از در ورودی خانه تا یکی از اتاق‌ها با گلبرگ‌های قرمز زیر پای تازه‌عروس تزیین شده، چکی که بین داماد و پدرش رد و بدل می شود به مبلغ هشت میلیارد و پانصد میلیون ریال فقط برای هزینه‌های تالار، تالاری که دکور، خوراکی‌هایش و ... همه نشان از لاکچری بودن آن است فقط گوشه‌ای از نمایش سبک‌زندگی اشرافی در این سریال است که تا به حال تنها سه قسمت آن پخش شده است.

سریال‌های لاکچری را ببینیم یا نه؟!

در شرایط اقتصادی فعلی با وجود این همه فاصله بین ما و آدم‌های این سریال‌ها، تماشای این سریال‌ها آسیب‌زاست

سریال‌هایی مثل مانکن، دل و کرگدن، راهی شبکه نمایش خانگی شده‌اند و سبک‌زندگی اشرافی را به مخاطبان نشان می‌دهند. مخاطب‌هایی که ممکن است در شرایط اقتصادی فعلی، از خودشان بپرسند با وجود این همه فاصله بین ما و آدم‌های این سریال‌ها، آیا لزومی دارد آن‌ها را ببینیم؟

آسیب‌های تماشای زندگی‌های لاکچری بر روان ما

شاید بعد از تماشای چنین سریال‌هایی، با خودتان بگویید «ما کجا و آن‌ها کجا!» اما اشکال این جمله چیست؟ وقتی درباره «خود» حرف می‌زنیم، باید به دو بخش «خود واقعی» و «خود ایده‌آل» توجه کنیم. جامعه می‌تواند در شکل‌دهی تصویر خود ایده‌آل، نقش مهمی داشته باشد.

مصداقش هم آثار نمایشی اشرافی هستند که یک زندگی کاملاً آرمانی را نشان می‌دهند. هرقدر فاصله بین خود واقعی و خود ایده‌آل‌مان زیاد شود، دچار اضطراب می‌شویم و هیجان‌های منفی هم شدت می‌گیرند. در این حالت سعی می‌کنیم با سازوکارهای مختلف، از احساس پوچی، اجتناب و از خودمان مراقبت کنیم. این مشکل وجود دارد که در تله خودگویی‌های منفی بیفتیم. یعنی در مقایسه با شخصیت‌های پولدار فیلم‌ها، مدام با خودمان بگوییم «من خوب نیستم چون کامل نیستم». احساس حقارت، تخریب عزت‌نفس و ناامیدی، تعدادی از آسیب‌های مقایسه‌های افراطی است. بعضی از مخاطب‌ها، بعد از تماشای آثار اشرافی، سعی می‌کنند سبک زندگی‌شان را مبتنی بر ارزش‌های مالی بنا کنند تا از این طریق، بر احساس حقارت‌شان چیره شوند. 

دیدن یا ندیدن، بستگی به خودتان دارد

با این حال، دیدن یا ندیدن این مجموعه‌ها، بستگی به انتخاب آگاهانه و اولویت‌بندی‌های شخصی شما دارد. اگر کسی، برنامه‌ریزی کرده باشد که تا ماه آینده، یک مهارت جدید یاد بگیرد، ترجیح می‌دهد سه ساعت از وقتش را به‌جای دیدن این سریال‌ها، به مهارت‌آموزی اختصاص دهد. حتی برای سرگرم شدن هم می‌شود به گزینه‌های خلاقانه‌تر و مفیدتری فکر کرد، نه سریالی که منتقدان بسیاری دارد و در بخش‌های مختلف هنری، ضعیف عمل کرده است.

 

مصرف کننده منفعل نباشید

با این ‌حال، انتخاب با شماست که یک مصرف‌کننده منفعل باشید یا مخاطب آگاه و فعالی که حاضر نیست به پول، زمان و انرژی‌اش چوب حراج بزند! مخاطب آگاه، هرگز خودش را محکوم به انتخاب گزینه‌های دم‌دستی نمی‌داند؛ بلکه این توانمندی را دارد که به کمک تفکر انتقادی، محتواهای نمایشی را زیر سوال ببرد و فقط برای چیزهایی وقت بگذارد که واقعاً ارزشمند هستند.

زندگی لاکچری بدون احساس رضایت نمی‌ارزد

اگر بعد از تماشای این سریال‌ها حسرت زندگی آن ها را خوردید، باید این هیجانات منفی را مدیریت کنید

این روزها، «لاکچری» فقط یک هشتگ نیست بلکه تبدیل به یک طبقه اجتماعی، سبک زندگی و حتی ارزش مهم شده است اما لازم است از خودمان بپرسیم سبک زندگی تجملاتی، برای چه کسی ارزشمند قلمداد می‌شود؟ برای من یا برای آن‌ها؟ افراد با هویت‌های بالغ‌تر و مستقل‌تر می‌توانند فارغ از ملاک‌های بیرونی، برای خودشان زندگی باکیفیتی را بسازند. حتی اگر اجزای مختلف جامعه مثل فضای‌مجازی، سلبریتی‌ها، فیلم و سریال‌ها، لوکس‌گرایی را یک ارزش تعیین کرده باشند، افراد پخته‌تر خودشان را ناچار به پذیرش نمی‌دانند.

فاعل زندگی خودتان باشید

هرقدر اجازه بدهیم دیگران، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم برای زندگی‌مان تصمیم بگیرند، احساس «فاعلیت» خودمان را از دست می‌دهیم. نبود فاعلیت، باعث می‌شود حس ناامیدی در ما غلیان پیدا کند و کم‌کم دچار خلق افسرده یا اختلال افسردگی شویم زیرا با خودمان می‌گوییم «از دست من که کاری برنمی‌آید، این دیگران هستند که تعیین می‌کنند من باید چه چیزی را دوست داشته باشم و...».

بنابراین نیاز است ارزش‌های درونی و منحصربه‌فرد خودمان را به رسمیت بشناسیم. در این صورت، وقتی فرش قرمزی از گلبرگ‌ها را زیر پای تازه‌عروس سریال دل می‌بینیم، احساس حقارت نمی‌کنیم زیرا ارزش‌های ما چیزهای دیگری هستند و خودمان سناریوی زندگی‌مان را نوشته‌ایم، نه نویسنده یک سریال با حامیان مالی میلیاردی! مهم این است باور داشته باشیم که قرار است ما زندگی‌مان را شکل بدهیم، نه کلیشه‌های ناکارآمد سریال‌ها.

در ستایش کافی بودن

 تجملات یعنی برآورده کردن افراطی و غیرضروری یک نیاز به‌طور کامل و بی‌نقص. مثلاً می‌شود با هزینه مقرون‌به‌صرفه، یک عروسی را برگزار کرد. مراسم کم‌خرجی که شما را به زحمت اضافه نیندازد کافی است اما کافی، برای لاکچری‌دوست‌ها معنا ندارد. آن‌ها دنبال کامل‌ترین‌ها و بهترین‌ها هستند.

راستی آیا زندگی واقعی آن قدر ارضاکننده است که بتوانیم همیشه تمام نیازهایمان را کامل برطرف کنیم؟  افراد پخته و سالم، خواهان شرایط بهتر هستند و برای رسیدن به خواسته‌هایشان هم تلاش می‌کنند. در عین ‌حال بعد از رسیدن، احساس رضایت می‌کنند. احساس مثبتی که ممکن است لاکچری‌بازها از آن بی‌بهره باشند. درست مثل شخصیت کتی در سریال مانکن که به نظر می‌رسد پشت آن‌همه امکانات سنگر گرفته است تا از شخصیت شکننده‌اش محافظت کند. (اگرچه این مفهوم به‌درستی به مخاطب انتقال پیدا نمی‌کند و بیشتر، اموال او به رخ بیننده کشیده می‌شود).

راه‌هایی برای حسرت نخوردن!

قدم اول این است که شرایط خودتان را با موقعیت بازیگرها و فضای سریال‌ها مقایسه نکنید زیرا مقایسه و نتیجه‌گیری منفی، نوعی خودتخریبی است اما برای مدیریت هیجان‌های ناخوشایند در برابر نمایش لوکس‌گرایی در آثار نمایشی، لازم است کارهایی انجام دهید که برخی از آن‌ها را با هم مرور می‌کنیم.

شاید «پول»، برای لاکچری‌بازها مهم‌ترین ابزار کسب اعتبار و جایگاه اجتماعی باشد و معنای زندگی‌شان هم در لوکس گرایی خلاصه شود اما افراد رشدیافته، می‌توانند به شکل متوازنی، ارزش‌های مختلف را در زندگی محقق کنند. همدلی با دیگران، مهارت‌آموزی، معنویت و ... فقط تعدادی از ارزش‌های مهم دنیا هستند و رسیدگی به آن‌ها کمک می‌کند تا در نهایت یک زندگی رضایت‌بخش و معنادار را بسازیم.

 از طرف دیگر، ما می‌توانیم با چند راه مؤثر، خودمان را در برابر موج لاکچری در جامعه مجهز کنیم. خودآگاهی (آگاهی از ظرفیت‌ها و کمبودهای شخصی)، امکان رشد را برایمان فراهم می‌کند. فهرست کردن داشته‌ها (سرمایه‌هایی مثل دوستان خوب، سلامتی، خلاقیت، منابع مالی و...)، کمک می‌کند تا احساس حقارت کمتری داشته باشیم.

از همه مهم‌تر این است که سعی کنیم با خودمان مهربان باشیم. شفقت به خود، یک مفهوم روان‌شناختی است که در بزنگاه‌های حیاتی به کار ما می‌آید. دیدگاه مشفقانه، اجازه نمی‌دهد خودمان را به خاطر کاستی‌هایمان سرزنش و تخریب کنیم  بلکه می‌توانیم نقص‌ها را به‌عنوان یک واقعیت انسانی بپذیریم و برای تغییر آن‌ها اقدام کنیم. ما معمولاً با عزیزان‌مان مهربان‌تر رفتار می‌کنیم اما در ارتباط با کمبودهای شخصی، سخت‌گیرانه واکنش نشان می‌دهیم.

 نکته دیگر، تقویت عزت‌نفس است. عزت‌نفس یعنی حتی باوجود کاستی‌هایمان، احساس ارزشمندی کنیم. این مؤلفه روان‌شناختی، بخش‌های مختلفی دارد که یکی از آن‌ها مربوط به هدف‌گذاری است. مثلاً هربار که سراغ اهداف بسیار بزرگ بروید و شکست بخورید، عزت‌نفس‌تان را کم رنگ می‌کنید. تلاش برای رسیدن به یک زندگی لاکچری، یعنی خدشه‌دار کردن عزت‌نفس. حتماً برای خودتان اهدافی چالش‌برانگیز در نظر بگیرید اما اهدافی که در ‌دسترس باشند.

تب زندگی لاکچری در خانواده‌ها را سرد کنیم!

اگر همراه کودک و فرزند نوجوان‌تان پای این سریال‌ها می‌نشینید، باید چند نکته مهم را مدنظر قرار دهید

به‌عنوان والدین، این جمله معروف را فراموش نکنید که «صدای عمل شما بلندتر از صدای فریادتان است». نمی‌توانید همزمان با دیدن سریال‌های لوکس، دل‌تان بلرزد و حسرت بخورید و درعین‌حال بخواهید یک زندگی کم‌هزینه و رضایت‌بخش را به فرزندتان یاد بدهید زیرا کودکان و نوجوان‌ها، به‌خوبی متوجه تناقض‌های والدین می‌شوند پس لازم است خودتان واقعاً طرفدار زندگی قابل‌قبول باشید.

کودک‌تان را بدون شرط دوست داشته باشید

 کودکان تان را همان‌طور که هستند دوست داشته باشید. پذیرشِ شرطی باعث می‌شود آن ها مدام دنبال تایید بیرونی و شروط مختلف پذیرش بگردند. همین موضوع در بزرگ‌سالی باعث می‌شود با هر مد و ملاکی بخواهند تغییر کنند چون  فکر می‌کنند برای پذیرش توسط دیگران، حتماً باید کامل و ویژه باشند.

فرزندپروری باکفایت را بیاموزید

قرار نیست نیاز بچه‌ها همیشه به‌طور کامل برآورده شود. کمک کنید تا بچه‌ها با مفهوم کافی بودن و حس رضایت آشنا شوند. همین‌که با امکانات فعلی، خوشحال باشند کافی است. در کنار همه این موارد، سعی کنید فیلم‌های سرگرم‌کننده‌ای را دنبال کنید که برای فرزندان‌تان مفید باشند و نه لوکس و لاکچری! هرچند شاید بگویید که در این روزها، گزینه‌ای در بین سریال‌های ایرانی وجود ندارد که لاکچری نباشد و حق هم با شماست.

سریال های لاکچری‌,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
سریال های لاکچری‌,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
سریال های لاکچری‌,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون
سریال های لاکچری‌,اخبار صدا وسیما,خبرهای صدا وسیما,رادیو و تلویزیون

نگار فیض‌آبادی

zendegisalam.khorasannews.com
  • 15
  • 3
۵۰%
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
دیالوگ های ماندگار درباره خدا

دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا پنجره ای به دنیای درون انسان می گشایند و راز و نیاز او با خالق هستی را به تصویر می کشند. در این مقاله از سرپوش به بررسی این دیالوگ ها در ادیان مختلف، ادبیات فارسی و سینمای جهان می پردازیم و نمونه هایی از دیالوگ های ماندگار درباره خدا را ارائه می دهیم. دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا همیشه در تاریکی سینما طنین انداز شده اند و ردی عمیق بر جان تماشاگران بر جای گذاشته اند. این دیالوگ ها می توانند دریچه ای به سوی دنیای معنویت و ایمان بگشایند و پرسش های بنیادین بشری درباره هستی و آفریننده آن را به چالش بکشند. دیالوگ های ماندگار و زیبا درباره خدا نمونه دیالوگ درباره خدا به دلیل قدرت شگفت انگیز سینما در به تصویر کشیدن احساسات و مفاهیم عمیق انسانی، از تاثیرگذاری بالایی برخوردار هستند. نمونه هایی از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا در اینجا به چند نمونه از دیالوگ های سینمایی معروف درباره خدا اشاره می کنیم: فیلم رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴): رد: "امید چیز خوبیه، شاید بهترین چیز. و یه چیز مطمئنه، هیچ چیز قوی تر از امید نیست." این دیالوگ به ایمان به خدا و قدرت امید در شرایط سخت زندگی اشاره دارد. فیلم فهرست شیندلر (۱۹۹۳): اسکار شیندلر: "من فقط می خواستم زندگی یک نفر را نجات دهم." این دیالوگ به ارزش ذاتی انسان و اهمیت نجات جان انسان ها از دیدگاه خداوند اشاره دارد. فیلم سکوت بره ها (۱۹۹۱): دکتر هانیبال لکتر: "خداوند در جزئیات است." این دیالوگ به ظرافت و زیبایی خلقت خداوند در دنیای پیرامون ما اشاره دارد. پارادیزو (۱۹۸۸): آلفردو: خسته شدی پدر؟ پدر روحانی: آره. موقع رفتن سرازیریه خدا کمک می کنه اما موقع برگشتن خدا فقط نگاه می کنه. الماس خونین (۲۰۰۶): بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که خدا مارو به خاطر بلاهایی که سر همدیگه میاریم می بخشه؟ ولی بعد به دور و برم نگاه می کنم و به ذهنم می رسه که خدا خیلی وقته اینجارو ترک کرده. نجات سربازان رایان: فرمانده: برید جلو خدا با ماست ... سرباز: اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که مارو دارن تیکه و پاره می کنن؟ بوی خوش یک زن (۱۹۹۲): زنها ... تا حالا به زن ها فکر کردی؟ کی خلقشون کرده؟ خدا باید یه نابغه بوده باشه ... زیر نور ماه: خدا خیلی بزرگتر از اونه که بشه با گناه کردن ازش دور شد ... ستایش: حشمت فردوس: پیش خدا هم که باشی، وقتی مادرت زنگ می زنه باید جوابشو بدی. مارمولک: شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد، اما درهای رحمت خدا همیشه روی شما باز است و اینقدر به فکر راه دروها نباشید. خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا خدای آدم خلافکار هم هست. فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. او اند لطافت، اند بخشش، بیخیال شدن، اند چشم پوشی و رفاقت است. دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم مارمولک رامبو (۱۹۸۸): موسی گانی: خدا آدمای دیوونه رو دوس داره! رمبو: چرا؟ موسی گانی: چون از اونا زیاد آفریده. سوپر نچرال: واقعا به خدا ایمان داری؟ چون اون میتونه آرامش بخش باشه. دین: ایمان دارم یه خدایی هست ولی مطمئن نیستم که اون هنوز به ما ایمان داره یا نه. کشوری برای پیرمردها نیست: تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا، از یه جایی وارد زندگیم بشه ولی اون هیچوقت نیومد، البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمی کردم! دیالوگ های ماندگار درباره خدا؛ دیالوگ فیلم کشوری برای پیرمردها نیست سخن پایانی درباره دیالوگ های ماندگار درباره خدا دیالوگ های ماندگار درباره خدا در هر قالبی که باشند، چه در متون کهن مذهبی، چه در اشعار و سروده ها و چه در فیلم های سینمایی، همواره گنجینه ای ارزشمند از حکمت و معرفت را به مخاطبان خود ارائه می دهند. این دیالوگ ها به ما یادآور می شوند که در جستجوی معنای زندگی و یافتن پاسخ سوالات خود، تنها نیستیم و همواره می توانیم با خالق هستی راز و نیاز کرده و از او یاری و راهنمایی بطلبیم. دیالوگ های ماندگار سینمای جهان درباره خدا گردآوری: بخش هنر و سینمای سرپوش

ویژه سرپوش