۰۸:۰۵ - ۲۸ تير ۱۳۹۸ کد خبر: ۹۸۰۴۰۷۹۴۸
کتاب، شعر و ادب

«برج سکوت» به چاپ دوم رسید

کتاب برج سکوت,اخبار فرهنگی,خبرهای فرهنگی,کتاب و ادبیات
انتشارات کتاب نیستان چاپ دوم «برج سکوت» نوشته حمیدرضا منایی را منتشر کرد.

به گزارش تسنیم، انتشارات کتاب نیستان کتاب «برج سکوت» نوشته حمیدرضا منایی را به چاپ دوم رساند.

در معرفی این کتاب آمده است:  «ادبیات داستانی در تمامی سال‌های خود در دنیا رسالت بازنمایی وجوه زندگی انسان برای او را بر عهده داشته است. به عبارت ساده‌تر، رمان در یکی از معتبرترین تعاریف خود چیزی جز بازنمایی و شرح مکتوب زیست آدمی تعریف نشده است که این زیست می‌تواند از زاویه دیدهای مختلف و به شکل و سیاق‌های مختلفی انجام بپذیرد.

از کنار همین تعریف است که رمان برای بسیاری نه یک شرح داستان‌واره خیال‌انگیز، که طرحی مکتوب از یک زندگی و آن به شمار می‌رود و جای جای آن می‌تواند برای مخاطبان الهام‌بخش ادامه و اصلاح مسیر زندگی به شمار برود. با این تصور نمی‌توان تنها برای رمان کارکردی جزئی و به زبان ساده، پرکننده اوقات فراغت و مورد استفاده در مجال‌های غیر جدی متصور بود؛ بلکه بر مبنای این تعاریف و تفاسیر، رمان بخشی مهم از زندگی نویسنده و خلق آن جزئی حیاتی از کارکرد و فعالیت هنری آن به شمار می‌رود و در کنار آن مطالعه رمان نیز شکل‌دهنده بخشی مهم از سازوکار زیستی مخاطبان آن است.

در ایران و پس از ظهور داستان‌نویسی مدرن در عصر مشروطه، داستان و رمان بیش از هرچیز انعکاس‌دهنده بغض‌ها و فریادهای فروخفته سیاسی طبقه روشنفکر و قلم‌ به دست بوده است. خالقان داستان مدرن ایرانی در برهه نخست از حضور آن در ایران و در تلاش برای جدایی از سنت نثرنویسی کهن ایرانی، این قالب را در کنار روزنامه‌نویسی و طنازی مطبوعاتی و حتی کاریکاتور، روشی قالب‌شکنانه برای بیان تازه دیدگاه‌های خود انتخاب کرده و به واسطه آن بخش مهم از ایدئولوژی و باور سیاسی خود را در جامعه نشر دادند. این مسئله و اشتیاق روشنفکران ایرانی برای استفاده از ابزار ارتباطی تازه برای هدایت جامعه استبدادزده و سنت‌گرای پیرامونشان به سمت آنچه در آن دوران تجدد و دموکراسی یاد می‌شد ،استفاده کردند.

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی اما رمان در کنار این کارکرد، توانست در وجوه دیگری از کنش اجتماعی پیرامون خود وارد شده و در کنار بیان ایدئولوژی سیاسی حاکم بر ذهن نویسنده، به دور از فضاهای سیاسی و فکری طبقه روشنفکر، به جایگاهی جدی برای بازنمایی آسیب‌های اجتماعی در ایران نیز مبدل شود. بر این اساس اجتماعی‌نویسی به یکی از ژانرهای محبوب ادبیات در ایران مبدل شد و در کنار آن گونه‌های مختلفی از این نوع نوشتن اعم از داستان‌های شهری آپارتمانی تا رمان‌های عشقی اجتماعی ظهور کرد و از قضا با استقبال قابل توجهی نیز مواجه شد. با این حال پرداخت داستانی جدی و مستحکم به آسیب‌های اجتماعی زندگی مدرن از جمله اعتیاد کمتر مورد توجه نویسندگان ایرانی قرار گرفته و در صورت توجه و در مرکزیت رمان قرار گرفتن نیز به خاطر ناتوانی نویسنده در خلق ادبی در چهارچوب‌های حرفه‌ای، روایت مخاطب‌پسندی از آن حاصل نشده است.»

برج سکوت‌، روایت بکر و تکان‌دهنده‌ای از ساختارهای زیستی بخشی از ضعیف‌ترین و در معرض آسیب‌ترین طبقه اجتماع؛ معتادان را روایت می‌کند که از چند منظر قابل توجه است.

نخستین مسئله نوع مواجهه راوی با پدیده اعتیاد است. رمان در این زمینه همانند یک اثر مستند اما معتقد به قواعد درام داستانی به درون تمامی ساختارهای زیستی که یک عضو اجتماع را به پدیده اعتیاد سوق می‌دهد سرک می‌کشد. از جمع‌های دانشجویی تا طبقه‌های اجتماعی ضعیف اقتصادی و در معرض آسیب که می‌توانند مخاطب این پدیده شوم باشند در این نگاه هوشمندانه و ظریف فراموش نشده‌اند و ترکیبی از همه آنها در قالب روایت داستانی بکری پیش چشم مخاطب به صف کشیده می‌شوند. این مسئله اما به شکلی اتفاق می‌افتد که مخاطب به هیچ روی حس نمی‌کند که در حال نصیحت شدن و یا مواجهه با یک رخداد دراماتیک است بلکه او به عنوان یک شاهد متحیر در کناری ایستاده و شاهد است که آنچه بر ذهن و ایده و روان بخش‌های مختلف اجتماع پیرامونش می‌رود چگونه منجر به خروج آنها از ساختار طبیعی زندگی می‌شود.

از سوی دیگر این رمان از منظر زبان و شیوه روایت نیز اثری قابل توجه است. پیوند دقیق و حساب شده میان زبان محاوره با زبان معیار داستان‌نویسی در این میان، از مهم‌ترین نکاتی است که می‌تواند بسیار مورد توجه مخاطب قرار بگیرد.

جدای از اینها حرکت دقیق و ظریف مخاطب بر لبه تیغ روایت از پدیده‌ای که درباره آن اظهار نظرهای زیادی شکل گرفته است نیز از هنرمندی‌های این رمان است. نویسنده در حالی دست به روایت از پدیده شوم اعتیاد در بستر زیستی چند انسان زده است که این داستان با شروع بسیار جذاب، فلاش‌بک‌های دقیق و صحنه‌های تکان‌دهنده متعدد خود، ساعت‌ها مخاطبش را در جای خود میخکوب کرده و به دنبال کردن شرح زندگی راوی تشویق می‌کند.

نویسنده رمانش را چنین توصیف می کند:

آه برج سکوت! چه طور می توانم راجع به آن حرف بزنم!؟ ما هر روز زندگی می کنیم اما اگر از ما بخواهند زندگی را بگوییم، حرفی برای گفتن نخواهیم داشت… برج سکوت برای من عین زندگی است؛ برج سکوت را من سال های طولانی زیسته ام… شاید اوایل می گشتم دنبال شخصیت ها و خط داستان و تصاویر… بعد از مدتی اما خودم حرمله هیچ آبادی بودم و از پشت چشمان او زندگی را می نگریستم… وقتی در خانه نشسته بودم یا در خیابان می رفتم یا با آدمی گفت و گو می کردم، پوسته ای بودم که آدم ها می شناختند، درونم حرمله بود که زندگی می کرد… سهراب می گفت: «پدرم وقتی مرد، پاسبان ها همه شاعر بودند»… پدر من اما وقتی مرد، هیچ پاسبانی شاعر نشد! هیچ جا و هیچ آرامگهی برای رفتن نبود، ساعت یازده شب خودم را رساندم به پیشگاه مقدس داستان و در برابر خود نشستم و سر بر شانه ی حرمله گذاشتم…

آه حرمله! شاخه ی شمشاد شکسته! سرو فروافتاده! امکان تاریک من! نهایت رنج یک نسل! رقصنده ی اندوهگین عزیزم در نوشانوش شکست و ویرانی!  از زبان فرشته برایت نوشته ام: «ممنون که مرا تا عمق تباهی و ویرانی بردی و آن جا تاریک ترین نقطه ی وجودم را به من نشان دادی!»… حرمله ی عزیزم، مرا ببخش که نتوانستم همه ی تو را بگویم، کم تر روزی است که این را به یاد نمی آورم و شرمنده ات نمی شوم، من اما کنار تو بزرگ شدم و خندیدم و گریستم و یاد گرفتم… یاد گرفتم انکار تباهی و میل بشر به تاریکی، خود بزرگ ترین تاریکی ها و تباهی هاست… یاد گرفتم انسان همواره در برابر نهاد ناآرام و تاریک خویش نشسته است…  و برای شناختن و مهار این میل چاره ای ندارد جز رفتن به عمق تاریکی ها و لجن زارها… در این میان، نابودی گریز ناپذیر است اما آن کس که از دل این تاریکی ها بیرون می آید سزاوار پیامبری و روشنایی است، پیامبری که فقط بر خویش مبعوث شده است …

ای داد! افسار قلم را که رها کنی، میل بی پایان به اندوه می کند و این رسم برج سکوت نیست… روز اول حرمله راست تو رویم درآمد که نخیر! این جا جای اشک و آه نیست! این جا جای بازی و طنازی است! میدان تیاتر و رقص! بزن بکوب حتمی است! نمایش و جشن بزرگ! یک سمفونی با نوازنده های متعدد؛ دهنی، پله، آمریکایی، شاشو، شیطان مزقون چی، فری، بلور، سوسن بانوی نازنین، گوشتی و پشمک! باز هم هست! لشکر به لشکر می آیند!  البته به رهبری حرمله هیچ آبادی! البته که تاوان چنین سوختن هایی دلسوزی نیست! اگر گذشتیم از اندوه، خنده ی بعد از آن عین روشنایی است! ضرورت رنج، ضرورت خندیدن و دگرگونه دیدن است، ضرورت رستگاری… پس چاره‌‌ای نداشتیم مگر این‌که تراژدی‌های زندگی را به هجو برگزار کنیم! می‌دیدند اوضاع و احوالم زیادی درب و داغون است، می‌زدند به خط لودگی و خزعبلات… دری وری‌های بی‌سر و ته… لوث کردن موضوع و ماجرا که از فشار پاره شدن کم کند… کاری غیر از این نمی‌شد کرد؛ دردهای زیادی بزرگ، حریفی جز هجو و ریش‌خند ندارند…

ها!؟ دیگر چه می شود گفت!؟ از روایت!؟ از زبان!؟ از تئوری های داستان!؟ لذت درام است که جایگزین ندارد! مابقی اش به یک پول سیاه نمی ارزد! می ماند یک لیوان نوشیدنی که هنگام خواندن رمان آدم هرازگاهی گلو تر کند! وقتی روی برج سکوت کار می کردم به تبع شخصیت حرمله که در رستوران کار می کرد، با مفهوم غذا درگیر بودم… مطالب مفصلی حول و حوش غذا و سس ها و طعم ها نوشتم که در رمان به کارم نیامد… همچنین درباره ی نوشیدنی ها! خلق روایتی دگرگونه در مزه ها! حریفی برای ملال زندگی؛

انتشارات کتاب نیستان رمان «برج سکوت» را در ۳ جلد در ۸۰۰ صفحه ۱۶۵۰۰۰۰ ریال منتشر کرده است.

  • 11
  • 1
۵۰%
sarpoosh
با این خبر موافقمبا این خبر مخالفم
4.6 stars from 12 votes
همه چیز درباره
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هرویه میلیچ,هروویه میلیچ,بیوگرافی هرویه میلیچ بیوگرافی هروویه میلیچ، مدافع جدید استقلال

نام اصلی:   هروویه میلیچ

زادروز:   ۱۰ مهٔ ۱۹۸۹ ‏

زادگاه:  اوسییک، کرواسی

قد:  ۱٫۸۳ متر (۶ فوت ۰ اینچ)

 وزن:  ۷۴ کیلو

پست:  مدافع چپ / وینگر

ادامه
مانوئل پوکیارلی,بیوگرافی مانوئل پوکیارلی,عکس های مانوئل پوکیارلی بیوگرافی مانوئل پوکیارلی + تصاویر مراسم ازدواجش

بیوگرافی مانوئل پوکیارلی

نام کامل: مانوئل پوکیارلی (manuel pucciarelli)

تاریخ تولد: ۱۷ ژوئن ۱۹۹۱ ‏

زادگاه: پراتو

قد: ۱٫۷۴ متر (۵ فوت ۸ ۱⁄۲ اینچ)

پست : مهاجم دوم/هافبک هجومی

ادامه
مودیبو مایگا,بیوگرافی مودیبو مایگا بیوگرافی مودیبو مایگا، بازیکن جدید پرسپولیس

نام کامل:مودیبو مایگا

تولد:۳ سپتامبر ۱۹۸۷ ‏

زادگاه:باماکو، مالی

قد:۱٫۸۵ متر( ۶ فوت ۱ اینچ)

پست:مهاجم، هافبک

ادامه
فرناندو کانسین,بیوگرافی فرناندو کانسین,عکس های فرناندو کانسین بیوگرافی فرناندو کانسین + عکس همسرش

نام کامل: فرناندو کانسین ماتوس

نام  به انگلیسی: Fernando Canesin Matos

زادروز: ۲۷ فوریهٔ ۱۹۹۲ ‏

زادگاه: ریبرآ پرتو، برزیل

قد: ۱٫۷۶ متر

پست: هافبک

ادامه
شیخ دیاباته,بیوگرافی شیخ دیاباته,بازیکن جدید استقلال بیوگرافی شیخ دیاباته مهاجم جدید استقلال

نام کامل: شیخ تیدیانه دیاباته( فرانسوی:Cheick Tidiane Diabaté)

تاریخ تولد: ۱۹۸۸

محل تولد: باماکو، مالی

قد: ۱٫۹۴ متر

پست: مهاجم

باشگاه سابق: الامارات

ادامه
کالدرون,بیوگرافی کالدرون,گابریل کالدرون بیوگرافی گابریل کالدرون (سرمربی جدید پرسپولیس)

نام کامل: گابریل اومبرتو کالدرون (Gabriel Humberto Calderón)

تاریخ تولد: ۷ فوریهٔ ۱۹۶۰

محل تولد: راوسون، آرژانتین

باشگاه سابق: القطر

باشگاه کنونی: پرسپولیس (سرمربی)

ادامه
آنته چاچیچ,بیوگرافی آنته چاچیچ,عکس های آنته چاچیچ بیوگرافی آنته چاچیچ

نام کامل: آنته چاچیچ

زادروز: ۲۹ سپتامبر ۱۹۵۳

زادگاه: زاگرب، یوگسلاوی

پست: سرمربی

تحصیلات : فارغ التحصیل رشته تربیت بدنی

ادامه
آندره آ استراماچونی,بیوگرافی آندره آ استراماچونی,استراماچونی بیوگرافی آندره آ استراماچونی، سرمربی جدید استقلال (+عکس همسر)

نام کامل: آندره آ استراماچونی

تاریخ تولد: ۱۸ ژوئن ۱۹۷۶

محل تولد: رم، ایتالیا

حرفه: مربیگری فوتبال

باشگاه فعلی: استقلال تهران

 

ادامه
مارک ویلموتس,بیوگرافی مارک ویلموتس,ویلموتس بیوگرافی مارک ویلموتس (+سوابق فوتبالی)

گزیده‌ای از بیوگرافی مارک ویلموتس

نام کامل: مارک روبر ویلموتس

تاریخ تولد: ۲۲ فوریهٔ ۱۹۶۹ ‏(۵۰ سال)

محل تولد: ژودوآنی، بلژیک

قد: ۱ متر و ۸۳ سانتی متر

 

ادامه

دلم خواسته بود بگویم نرو ، به تو نه ، به همه آدم های کوچه ، به پرنده هایی که می نشستند روی درخت های تازه برگ داده ، به گربه هایی که توی حیاط می دویدند، به کلاغی که بلند می پرید و صدای قارقارش تو را یاد حیاط مادربزرگ می انداخت .

...[ادامه]
ویژه سرپوش
شاید از دست داده باشید