پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
۰۹:۲۵ - ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ کد خبر: ۱۴۰۴۱۱۱۳۶۷
اجتماعات کارگری

مرگ کارگران در سکوت خبری و ابهام؛ آن‌ها برای اعتراض به خیابان آمدند اما...

اعتراض کارگران,مرگ کارگران در اعتراضات دی 1404
رئیس‌جمهوری که اذعان می‌کند حقوق ماهانه‌اش ۱۰۰۰ دلار است و نمایندگان و مسئولانی که رانت‌ها و حقوق‌های کلان دارند، کجا و چطور صدای فروخورده مزدبگیرانی را می‌شنوند که نهایتاً ۱۲۰ دلار در ماه حقوق می‌گیرند.

روزنامه توسعه ایرانی نوشت: نان نیست، رفاه نیست، هوا نیست، تورم بیداد می‌کند، دارو و درمان گران است و گران‌تر هم می‌شود، آینده ناایمن است و خانواده‌های مزدبگیر و دست به دهان، با کوچک‌ترین تلنگری از هم می‌پاشند، امروز شاغل هستی و نان خالی می‌توانی بخوری، شب به خانه می‌روی و سر بر بالین بیم و امید می‌گذاری اما فردا صبح دیگر شغلی نیست، نان خالی هم نمی‌توانی بخری. سیاهه بی‌سروسامانی‌های زندگی با همین چند جمله به پایان نمی‌رسد؛ «زندگی» دشوار است و گاهی غیرممکن.

کارگر پول ندارد ماهی دو کیلو گوشت برای خانه بخرد، پول ندارد شب عید به سر و وضع خانواده برسد یا حتی برای فرزندان کوچکش یک دست رخت و لباس نو بخرد. کارگر پول ندارد خرج دوا و درمان بدهد و گاهی برای پول داروهای یک سرماخوردگی ساده مجبور می‌شود، قرض بگیرد یا حتی کالابرگ یک میلیون تومانی‌اش را در فضای مجازی آگهی کند و ۶۰۰هزار تومان بفروشد. کارگر در هر شیفت کاری هشت ساعت و گاهی دو شیفت در روز یعنی ۱۶ ساعت تمام، دقیقاً همه اوقات بیداری را کار می‌کند اما باز برای اجاره‌خانه و پول برنج و تخم مرغ و نان نگران است. ثانیه‌های زندگی‌اش همه با حسرت عجین است و وقتی این حسرت به خشم و نارضایتی بدل می‌شود، راهی برای فوران نمی‌یابد ولی پاسخ اعتراض «سرکوب» است.

اخراج، بیکار شدن و قرار گرفتن در لیست‌های سیاه پیمانکاران، احضار به دادگاه به جرم «مختل کردن تولید، ایجاد اغتشاش و لیدری با هدف برهم زدن نظم کارخانه»؛ مشابه اتفاقی که برای پنج کارگر معدن زغال‌سنگ هشونی رخ داده و در نهایت، جریمه و توبیخ و زندان، نمودهای متداول این برخوردها هستند.

جست‌وجو برای کارگران جان‌باخته

هرچند هیچ آمار طبقاتی و تفکیک شده از جان‌باختگان ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه منتشر نشده اما بدون تردید، در آن روزها، کارگران و مزدبگیران بخش بزرگی از معترضان در خیابان را تشکیل می‌دادند؛ اعتراضی که اصلی‌ترین انگیزه‌های آن «غم نان» و فقدان مشارکت سیاسی بوده، کارگران و مزدبگیران بسیاری را به کف خیابان کشانده است. کارگرانی که محکوم به زندگی زیر خط فقر هستند، به شرایط موجود اعتراض  دارند.

به‌رغم تلاش زیاد نتوانستم آماری حتی تقریبی از کارگران جان‌باخته در این اعتراضات به دست بیاورم ولی براساس تخمین‌های موجود، تعدادی از کارگران در خیابان‌های شهرهای مختلف کشور جان خود را از دست داده‌‌اند.

برای نمونه، چند منطقه کارگرنشین را برای تحقیق در مورد آمار کارگران جان‌باخته در اعتراضات انتخاب کردم. جست‌وجوی چند روزه در منطقه بندر امام و ماهشهر، به نتایج سرراست و دقیقی نرسید ولی بعد از چند روز پرس‌وجو از فعالان کارگری و مقامات محلی، توانستم به اطلاعات چند نفر دست پیدا کنم. «حسین صلیحاوی» ۲۳ ساله ساکن ماهشهر و کارگر بیکاری که در جست‌وجوی کار بود، هجدهم دی ماه کشته شده است. این جوان ۲۳ ساله، فرزند یک بازنشسته راننده تاکسی بوده و در مرکز شهر جان خود را از دست داده است.

پیشتر نام «آرمین جشنی‌نژاد» ۲۳ ساله، کارگر یکی از پتروشیمی‌های منطقه بندرامام و ساکن ماهشهر نیز مطرح شد اما پیگیری‌هایم از مردم محلی و کارگران پتروشیمی‌ها، منجر به کسب اطلاعات بیشتر در مورد این فرد نشد. در هر حال، سکوت ممتد حاکم بر فضای اجتماع، مانع از کسب اطلاعات بیشتر شد.

در شهر کارگری شوش نیز توانستم، اطلاعاتی از یک کارگر جان‌باخته به دست بیاورم. «امین سپهری» کارگر ۲۶ ساله شرکت پاکشو در شوش که به گفته آشنایانش، پیشتر هیچ نوع سابقه سیاسی هم نداشته، روز ۱۸ دی‌ماه، در اعتراضات کشته شده است. این کارگر پیش از فوت، حدود ۴ سال سابقه کار داشته و حالا مشخص نیست وضعیت مستمری، بازماندگان و غرامت فوت او به چه شکل است و چطور قرار است روزگار خانواده‌اش سپری شود.

در این دو منطقه یعنی شوش و ماهشهر به اطلاعات بیشتری نرسیدم. حتی کارگران مصدوم و زخمی حاضر نشدند هویت و وضعیت خودشان را فاش کنند و از ترس بیکاری، بازداشت یا عواقب احتمالی دیگر، ترجیح دادند دوران رنجبار جراحت و مصدومیت را در سکوت کامل خبری بگذرانند. اما در این جست‌وجو به چندین و چند نام دیگر رسیدم. برای نمونه «مرادی» کارگر جوشکار نفتی و ساکن اصفهان، «محمدی» دستفروش ساکن اصفهان، «مروتی» دستفروش ساکن تهران، «خلج» کارگر فروشگاه قزوین و....

البته جست‌وجوهایم با دشواری ادامه دارد اما یافتن این نام‌ها و اطلاعات حداقلی در سکوت و ابهام کامل، فقط و فقط گویای یک واقعیت بسیار تلخ است: خیل عظیم کارگران و مزدبگیران رسمی و غیررسمی‌ای که در اعتراض به شرایط فقر مطلق راهی جز آمدن به کف خیابان پیدا نکرده‌اند، جان خود را در گمنامی و سکوت سنگین از دست داده‌اند و خانواده‌هایی که در این وانفسای عزاداری و روزهای سخت، با جیب‌های خالی رها شده‌اند.

سکوت زجرآور خبری

این خاموشی و سکوت زجرآور است. بعد از آن فاجعه بزرگ، خبر کشته شدن افراد متعلق به دهک‌های فرودست‌تر، ازجمله کارگران، بیکاران، زنان سرپرست خانوار، دستفروشان و... کاملاً مسکوت گذاشته شد.

وقتی به اطلاعات و آمارها نگاه می‌کنیم، حقیقت تلخ این جان باختن در گمنامی بیشتر خودش را نشان می‌دهد؛ فقط چندین و چند دستفروش در دو روز جان خود را از دست داده‌اند.

«علیرضا خرمی» فعال کارگری، تحمیل زندگی سخت در سکوت را این‌گونه توصیف می‌کند: کارگران و مزدبگیران درد مشترک دارند اما جرات بیان ندارند. کارگران از شرایط زندگی خود ناراضی‌اند اما حق اعتراض هم ندارند. جالب اینجاست که تمام مسئولان، از نمایندگان مجلس گرفته تا بالاتر، پشت هم اذعان می‌کنند که سفره کارگر کوچک شده و وضعیت خوب نیست اما در واقعیت، همه این اظهارات فقط شعار است یا اینکه برآمده از دعواهای جناحی‌ست. همه مسئولان سعی می‌کنند خودشان را سفید جلوه دهند اما واقعیت این است که همه مقامات از رئیس‌جمهور تا نمایندگان مجلس و...، در این وضعیت مقصرند.

این فعال کارگری ادامه داد: اگر واقعاً صداقت دارند، مسیر امن اعتراض ما را مشخص کنند. امنیت اعتراض باید تامین شود. اینکه بگویند صدای شما را شنیدیم چه فایده‌ای دارد؟

بعد از اعتراضات مردم در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، پزشکیان بارها اعلام کرده «ما نوکر مردم هستیم و صدای اعتراض را می‌شنویم» اما حاصل این شنیدن، یک جلسه بی‌نتیجه با نمایندگان اصناف بوده و تورمی که روزبه‌روز بالاتر رفته است.

رئیس‌جمهوری که خودش اذعان می‌کند حقوق ماهانه‌اش ۱۰۰۰ دلار است و نمایندگان و مسئولانی که رانت‌ها و حقوق‌های کلان دارند، کجا و چطور صدای فروخورده مزدبگیرانی را می‌شنوند که نهایتاً ۱۲۰ دلار در ماه حقوق می‌گیرند!

خرمی می‌گوید: کارگر یک زندگی آرام و بی‌دغدغه می‌خواهد، سفره‌ای می‌خواهد که هر روز تهی‌تر نشود. می‌خواهد خودش در تعیین سرنوشتش مشارکت داشته باشد، می‌خواهد زندگی‌اش هر روز دشوارتر نشود. خب چطور صدای ما را شنیده‌اند؟ همه چیز به کنار، آیا تورم را می‌توانند مهار کنند؟!

نسرین هزاره مقدم

  • 17
  • 5
۵۰%
نظر شما چیست؟
انتشار یافته: ۰
در انتظار بررسی:۰
غیر قابل انتشار: ۰
جدیدترین
قدیمی ترین
مشاهده کامنت های بیشتر
هیثم بن طارق آل سعید بیوگرافی هیثم بن طارق آل سعید؛ حاکم عمان

تاریخ تولد: ۱۱ اکتبر ۱۹۵۵ 

محل تولد: مسقط، مسقط و عمان

محل زندگی: مسقط

حرفه: سلطان و نخست وزیر کشور عمان

سلطنت: ۱۱ ژانویه ۲۰۲۰

پیشین: قابوس بن سعید

ادامه
بزرگمهر بختگان زندگینامه بزرگمهر بختگان حکیم بزرگ ساسانی

تاریخ تولد: ۱۸ دی ماه د ۵۱۱ سال پیش از میلاد

محل تولد: خروسان

لقب: بزرگمهر

حرفه: حکیم و وزیر

دوران زندگی: دوران ساسانیان، پادشاهی خسرو انوشیروان

ادامه
صبا آذرپیک بیوگرافی صبا آذرپیک روزنامه نگار سیاسی و ماجرای دستگیری وی

تاریخ تولد: ۱۳۶۰

ملیت: ایرانی

نام مستعار: صبا آذرپیک

حرفه: روزنامه نگار و خبرنگار گروه سیاسی روزنامه اعتماد

آغاز فعالیت: سال ۱۳۸۰ تاکنون

ادامه
یاشار سلطانی بیوگرافی روزنامه نگار سیاسی؛ یاشار سلطانی و حواشی وی

ملیت: ایرانی

حرفه: روزنامه نگار فرهنگی - سیاسی، مدیر مسئول وبگاه معماری نیوز

وبگاه: yasharsoltani.com

شغل های دولتی: کاندید انتخابات شورای شهر تهران سال ۱۳۹۶

حزب سیاسی: اصلاح طلب

ادامه
زندگینامه امام زاده صالح زندگینامه امامزاده صالح تهران و محل دفن ایشان

نام پدر: اما موسی کاظم (ع)

محل دفن: تهران، شهرستان شمیرانات، شهر تجریش

تاریخ تاسیس بارگاه: قرن پنجم هجری قمری

روز بزرگداشت: ۵ ذیقعده

خویشاوندان : فرزند موسی کاظم و برادر علی بن موسی الرضا و برادر فاطمه معصومه

ادامه
شاه نعمت الله ولی زندگینامه شاه نعمت الله ولی؛ عارف نامدار و شاعر پرآوازه

تاریخ تولد: ۷۳۰ تا ۷۳۱ هجری قمری

محل تولد: کوهبنان یا حلب سوریه

حرفه: شاعر و عارف ایرانی

دیگر نام ها: شاه نعمت‌الله، شاه نعمت‌الله ولی، رئیس‌السلسله

آثار: رساله‌های شاه نعمت‌الله ولی، شرح لمعات

درگذشت: ۸۳۲ تا ۸۳۴ هجری قمری

ادامه
نیلوفر اردلان بیوگرافی نیلوفر اردلان؛ سرمربی فوتسال و فوتبال بانوان ایران

تاریخ تولد: ۸ خرداد ۱۳۶۴

محل تولد: تهران 

حرفه: بازیکن سابق فوتبال و فوتسال، سرمربی تیم ملی فوتبال و فوتسال بانوان

سال های فعالیت: ۱۳۸۵ تاکنون

قد: ۱ متر و ۷۲ سانتی متر

تحصیلات: فوق لیسانس مدیریت ورزشی

ادامه
حمیدرضا آذرنگ بیوگرافی حمیدرضا آذرنگ؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران

تاریخ تولد: تهران

محل تولد: ۲ خرداد ۱۳۵۱ 

حرفه: بازیگر، نویسنده، کارگردان و صداپیشه

تحصیلات: روان‌شناسی بالینی از دانشگاه آزاد رودهن 

همسر: ساناز بیان

ادامه
محمدعلی جمال زاده بیوگرافی محمدعلی جمال زاده؛ پدر داستان های کوتاه فارسی

تاریخ تولد: ۲۳ دی ۱۲۷۰

محل تولد: اصفهان، ایران

حرفه: نویسنده و مترجم

سال های فعالیت: ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۴

درگذشت: ۲۴ دی ۱۳۷۶

آرامگاه: قبرستان پتی ساکونه ژنو

ادامه
ویژه سرپوش